حامد صالحی | 1398.07.21

روند صعودی بیت‌کوین – بخش اول

هدیه ای دیگر از پایگاه خبری، آموزشی کوین ایران به علاقمندان بیت‌کوین و بلاکچین

مجموعه ای چهار قسمتی تحت نام “روند صعودی بیت‌کوین” است که به همت حامد صالحی از فعالین کامیونیتی رمزارز ایران ترجمه گردیده است. کوین ایران به عنوان تنها حامی مادی و معنوی برای ترجمه و چاپ مقاله اصلی با نام “The bullish case for Bitcoin” به زبان فارسی تلاش نموده تا تمام عواید حاصل از آن صرف کمک به هموطنان آسیب دیده گردد. نحوه مشارکت در این طرح متعاقبا به اطلاع مخاطبان عزیز خواهد رسید.

یکی از اهداف اصلی این کتاب، کمک به کسب درک صحیحی از فلسفه وجودی بیت‌کوین و جایگاه آن در تکامل تاریخی پول و صنعت مالی است. از آنجا که اقبال عمومی به بیت‌کوین بیشتر ناشی از رشد قیمت های خیره کننده آن در بازه های زمانی بوده است و به همین علت به عنوان یک فرصت عالی برای سرمایه گذاری دیده شده و توانایی بالقوه این کمرنگ شده است. در این کتاب مسیر تاریخی و تکوینی بیت‌کوین به عنوان یک پول از ذخیره ارزش تا واسطه ای برای مبادلات ترسیم شده است.

به عقیده نویسنده کتاب، بیت‌کوین در مراحل اولیه مسیر تبدیل شدن به یک پول برای پرداخت های روزمره است. به بیان دیگر، در یک تصویر بزرگتر، بیت‌کوین برخلاف دیگر آلتکوین ها در مسیر تبدیل شدن به یک واسطه مبادله معتبر و جهانی قرار دارد.

در این کتاب نویسنده تلاش می‌کند به چند ایراد اساسی در مورد بیت‌کوین پاسخ دهد. وی نوسان بالای قیمت بیت‌کوین، افزایش کارمزد تراکنش ها و ایجاد انشعاب و کاهش نفوذ آن به سبب ظهور رقبا را تنها بخشی ضروری از فرآیندی می‌داند که در مسیر پذیرش همگانی از سر می‌گذراند. به زعم وی، با افزایش ارزش بازار یا حجم سرمایه، نوسان ها به مرور کمتر خواهد شد، انشعاب ها نخواهند توانست با پیشینه مثبتی که شاخه اصلی بیت‌کوین دارد رقابت کند و در نهایت کارمزد تراکنش ها برای امنیت شبکه مفید و ضروری خواهد بود.

صرف نظر از موافقت یا مخالفت ما با نویسنده نسبت به آینده بیت‌کوین، این کتاب به ما کمک می‌کند تا چند برداشت غلط در مورد بیت‌کوین را تصحیح کنیم. این سوء برداشت ها به خصوص مانع جدی برای پذیرش همگانی بیت‌کوین است، زیرا موجب انتظارات غلط یا سوء استفاده شده و در نهایت موجب خواهد شد تا مردم تجربه مثبتی در استفاده از آن نداشته باشند. امید است که این کتابچه به مثابه تلاش کوچکی برای آشنایی بهتر و جامع تر با رسالت و فلسفه وجودی بیت‌کوین مفید واقع شود.

روند صعودی بیت کوین 

روند صعودیِ بیت‌کوین[1]

 

بعد از آن‌که قیمت بیت‌کوین در سال 2017 رکورد جدیدی را ثبت کرد، وضعیت صعودی آن برای سرمایه‌گذاران به‌قدری بدیهی بود که نیازی به توضیح نداشت. از سوی دیگر سرمایه‌گذاری روی یک کالای دیجیتالی که هیچ پشتوانه‌ای از سوی دولت یا کالای دیگری ندارد و افزایش قیمت آن با جنون گل لاله[2] یا حباب دات کام[3] مقایسه می‌شود، به نظر احمقانه می‌رسد.

هیچ‌یک از این موارد فوق صحیح نیست. درست است که شکی در وضعیت صعودی بیت‌کوین نیست، اما این وضعیت به هیچ وجه بدیهی نیست. با وجود این‌که سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین ریسک‌های زیادی به همراه دارد، اما همان‌طور که استدلال خواهم کرد، این کالای دیجیتال همچنان فرصتی عالی محسوب می‌شود.

پیدایش

اولین بار است که در طول تاریخ انتقال ارزش بین افراد در فواصل دور و بدون نیاز به واسطه‌ای قابل اعتماد مثل بانک یا دولت میسر شده است. در سال 2008، ساتوشی ناکاموتو[4] که هویت اصلیِ وی همچنان نامعلوم است، راه حلی 9 صفحه‌ای[5] برای مشکل دیرینه‌ی علوم کامپیوتر معروف به مشکل ژنرال‌های بیزانسی[6] منتشر کرد. راه حل ناکاموتو و سیستمی که براساس این راهکار پیشنهادی (بیت‌کوین) را به‌وجود آورد، برای اولین بار امکان انتقال سریع ارزش در فواصل دور و به‌صورت کاملاً مطمئن را فراهم کرد. دستاوردهای اقتصادی و علوم اقتصادی بیت‌کوین به قدری گسترده هستند که بدون هیچ اغراقی ناکاموتو را می‌توان اولین فردی دانست که سزاوار جایزه‌ی نوبل[7] در عرصه‌ی اقتصاد و جایزه‌ی تورینگ[8] است.

از نگاه یک سرمایه‌گذار، ابداع بیت‌کوین به معنای ایجاد یک کالای دیجیتالی کمیاب است. بیت‌کوین توکن دیجیتالیِ قابل انتقالی است که در فرآیندی به‌نام «استخراج[9]» ایجاد می‌شود. استخراج بیت‌کوین چیزی شبیه به استخراج طلا است، با این تفاوت که استخراج آن نیاز به یک برنامه‌ی طراحی شده و از پیش تعیین شده دارد. بیت‌کوین عمداً به گونه‌ای طراحی شده که تنها بتوان 21 میلیون از  آن‌را استخراج کرد که بیش از نیمی از آن‌ها تا به امروز استخراج شده‌اند (در زمان نگارش این متن حدود 8/16 میلیون بیت‌کوین استخراج شده است). هر چهار سال تعداد بیت‌کوین‌های تولید شده نصف می‌شود و تا انتهای سال 2140 تولید بیت‌کوین متوقف می‌شود.

روند صعودی بیت کوین

بیت‌کوین نه از سوی هیچ کالای فیزیکی پشتیبانی می‌شود و نه از سوی هیچ دولت یا شرکتی تضمین، و بدین سبب این سؤال واضح را برای سرمایه‌گذارانِ جدید بیت‌کوین به‌وجود می‌آورد که چرا اصلاً بیت‌کوین ارزش دارد؟

برخلاف سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات و یا حتی کالاهایی مثل نفت و گندم، بیت‌کوین را نمی‌توان با استفاده از تحلیل گردش نقدیِ تنزیلی و یا تقاضا برای آن در جهت تولید کالاهایی با مرتبه‌ی بالاتر ارزش‌گذاری کرد. بیت‌کوین در دسته‌ی کاملاً متفاوتی از کالاها به نام کالاهای پولی[10] قرار می‌گیرد که ارزش آن بر اساس نظریه‌ی بازی‌ها[11] تعیین می‌شود. یعنی هر یک از شرکت‌کنندگان در بازار این کالا را بر اساس ارزیابی خود و یا ارزیابی شرکت‌کنندگان دیگر ارزش‌گذاری می‌کند. برای آن‌که ماهیت نظریه‌ی بازی‌وارِ کالاهای پولی را بهتر درک کنیم، باید نگاهی به منشأ پول بیاندازیم.

منشأ پول

در جوامع اولیه‌ی بشری، انسان‌ها از طریق مبادله‌ی کالا‌به‌کالا به مبادله می‌پرداختند. نواقص بیش از حد ذاتیِ این نوع از مبادله باعث می‌شد تا حد زیادی وسعت مقیاسی و جغرافیایی انجام مبادلات کاهش یابد. یکی از مشکلات بزرگ مبادله‌ی کالا‌به‌کالا مشکل تطابق دو طرفه است[12].

فردی که سیب پرورش می‌دهد، ممکن است بخواهد با فرد ماهیگیری مبادله کند؛ اما اگر فرد ماهیگیر در همان زمان نیازی به سیب نداشته باشد، این مبادله انجام نمی‌شود. در گذر زمان تمایل انسان‌ها برای نگهداری اشیاء کلکسیونی به‌دلیل کمیاب بودن و ارزش نمادین آن‌ها بیشتر شده است (مثل صدف، دندان حیوانات و سنگ چخماق). البته همان‌طور که نیک زابو[13] در مقاله‌ی فوق‌العاده‌ی خود[14] در باب منشأ پول نشان می‌دهد، تمایل انسان برای اشیاء کلکسیونی در مقایسه با انسان‌های اولیه و رقبای بیولوژیکیِ نزدیک خود یعنی نئاندرتال‌ها[15] مزیتی فرگشتی در آن‌ها به وجود آورده است.

”نقش تکاملیِ اصلی و نهاییِ اشیاء کلکسیونی، وسیله‌ای برای ذخیره‌سازی و انتقال ثروت بود”

اشیاء کلکسیونی به نحوی نقشِ پول‌های بدوی[16] را ایفا می‌کردند، به گونه‌ای که امکان مبادله بین قبایل مخالف از طریق انتقال ثروت بین نسل‌ها فراهم می‌شد. تبادل و انتقال این اشیاء در جوامع دیرینه‌سنگی[17] بسیار کمیاب بود و این کالاها بیشتر به‌جای این‌که مانند جوامع مُدرن امروزی وسیله‌ای برای مبادله[18] باشد، نقش وسیله‌ای برای ذخیره‌ی ارزش[19] را ایفا می‌کردند. زابو بیان می‌کند:

”پول بدوی در مقایسه با پول مدرن سرعت بسیار کمی داشت. به این صورت که فرد در کل عمر خود تنها می‌توانست تعداد انگشت‌شماری از مبادلات را انجام دهد. با این اوصاف یک شیء باارزش و بادوام (چیزی که ما امروز  آن‌را ارث می‌نامیم) می‌تواند نسل‌ها دوام بیاورد و با هر تبادل بر ارزش خود بیفزاید. و حتی این ارزش به حدی برسد که دیگر نتوان مبادله را انجام داد”

روند صعودی بیت کوین

انسان‌های اولیه بر سر این‌که کدام اشیا را جمع‌آوری یا تولید کنند، با معمای مهمی روبرو بودند که در نظریه بازی مطرح است. به این‌صورت که باید مشخص می‌کردند که چه شیئی مطلوب انسان‌های دیگر است. درصورتی‌که آن‌ها به درستی این اشیاء را تشخیص می‌دادند، سود زیادی نصیب مالک آن در جهت تکمیل مبادلات و کسب ثروت می‌شد.

برخی از قبایل بومی آمریکایی مثل ناراگان‌ست‌ها[20] در تولید اشیاء باارزش که صرفاً برای تجارت کاربردی بودند تخصص داشتند. لازم به ذکر است که هرچه پیش‌بینیِ تقاضای آتی برای یک کالای باارزش زودتر اتفاق می‌افتاد، سود بیشتری عاید مالک آن می‌شد؛ زیرا در مقایسه با زمانی‌که تقاضا برای آن افزایش می‌یابد می‌توان آن‌را ارزان‌تر خرید. علاوه بر این، خرید یک کالا به امید ایجاد تقاضا در آن به‌عنوان وسیله‌ای برای ذخیره‌ی ارزش در آینده، باعث می‌شود شتاب پذیرش آن دقیقاً برای همین مقصود بیشتر شود. این حرکت دایره‌ای زیبا در حقیقت یک حلقه‌‌ی بازخورد است که جوامع را ترغیب می‌کند تا بر سر تنها یک وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش سریعاً به توافق برسند.

در نظریه‌ی بازی‌ها به این حلقه «تعادلِ نَش[21] [22]» گفته می‌شود. درصورتی‌که یک وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش به این تعادل دست پیدا کند، رونق بزرگی عاید تمامی جوامع می‌شود؛ چراکه این‌کار تا حد زیادی مبادله و تقسیم کار را تسهیل می‌کند و راه را برای ظهور تمدن هموار می‌سازد.

پس از هزار سال و با رشد جوامع بشری و توسعه‌ی مسیرهای دادوستد، بین وسایل ذخیره‌ی ارزشی که در هرکدام از جوامع ایجاد شده بود رقابت در گرفت. بازرگانان و تاجران باید بین حفظ سودِ مبادله‌ی خود برحسب وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش جامعه‌ی خود یا برحسب وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش جامعه‌ی مقصد و یا تعادلی بین این دو یکی‌را انتخاب می‌کردند. مزیت پس‌اندازِ سود برحسب وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزشِ خارجی، تسهیل انجام دادوستد در جامعه‌ی خارجی بود.

پس‌انداز شدن دارایی بازرگانان برحسب وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش خارجی باعث می‌شد تا پذیرش آن در جوامع خودِ آن‌ها تسهیل شود. چراکه قدرت خرید پس انداز آن‌ها را افزایش می‌داد. مزایای یک وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزشِ وارد شده نه تنها در زمان واردات نصیب بازرگانان و دست‌اندرکاران آن می‌شد، بلکه خود جوامع نیز از آن بی‌نصیب نمی‌ماندند. وقتی دو جامعه‌ بر سر استفاده از یک وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزشِ واحد به توافق می‌رسیدند، هزینه‌ی انجام دادوستد با یکدیگر را تا حد زیادی کاهش می‌دادند و به همراه آن ثروت مبتنی بر مبادله‌ی خود را افزایش می‌دادند. البته اولین بار در قرن نوزدهم بود که اغلب کشورها بر سر یک وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش واحد یعنی “طلا” به توافق رسیدند و این دوره بزرگ‌ترین انفجارِ مبادلات در تاریخ را شاهد بود.

در آن روزهای پُر رونق لرد کینز[23] نوشت:

”در آن دوران رونق اقتصادی بسیار فوق‌العاده بود… هر فردی با هر ظرفیت یا شخصیتی و از هر طبقه‌ای می‌توانست با هزینه‌ی کم و کمترین مشکل به رفاه و امکاناتی دست یابد که حتی در مخیله پادشاهان قدرتمند و ثروتمند اعصار پیشین نمی‌گنجید. ساکنان لندن می‌توانستند سفارش‌های خود را تلفنی بدهند و درحالی‌که در تخت خود چای می‌نوشند، محصولات متعدد و مناسب را از سراسر جهان با هرتعدادی که بخواهند و در مدت زمان نسبتا کوتاه در درب منزل خود تحویل بگیرند”

 

برای مطالعه قسمت دوم و سوم کلیک کنید.

[1] Bitcoin

[2] Tulip mania

[3] Dot-com bubble

[4] Satoshi Nakamoto

[5] Https://bitcoin.org/bitcoin.pdf

[6] Byzantine General’s Problem

[7] Nobel prize

[8] Turing award

[9] Mining

[10] Monetary goods

[11] Game theoretically

[12] Double Coincidence Of Wants

[13] Nick Szabo

[14]http://nakamotoinstitute.org/shelling-out/

[15] Homo Neanderthalensis

[16] Proto-Money

[17] Paleolithic

[18] Store of value

[19] Medium of exchange

[20] Narragansetts

[21] https://www.investopedia.com/terms/n/nash-equilibrium.asp

[22] Nash Equilibrium

[23] Lord Keynes