روند صعودی بیت کوین
حامد صالحی | 1398.07.27

روند صعودی بیت‌کوین – بخش سوم

هدیه ای دیگر از پایگاه خبری، آموزشی کوین ایران به علاقمندان بیت‌کوین و بلاکچین

مجموعه ای چهار قسمتی تحت نام “روند صعودی بیت‌کوین” است که به همت حامد صالحی از فعالین کامیونیتی رمزارز ایران ترجمه گردیده است. کوین ایران به عنوان تنها حامی مادی و معنوی برای ترجمه و چاپ مقاله اصلی با نام “The bullish case for Bitcoin” به زبان فارسی تلاش نموده تا تمام عواید حاصل از آن صرف کمک به هموطنان آسیب دیده گردد. نحوه مشارکت در این طرح متعاقبا به اطلاع مخاطبان عزیز خواهد رسید.

یکی از اهداف اصلی این کتاب، کمک به کسب درک صحیحی از فلسفه وجودی بیت‌کوین و جایگاه آن در تکامل تاریخی پول و صنعت مالی است. از آنجا که اقبال عمومی به بیت‌کوین بیشتر ناشی از رشد قیمت های خیره کننده آن در بازه های زمانی بوده است و به همین علت به عنوان یک فرصت عالی برای سرمایه گذاری دیده شده و توانایی بالقوه این کمرنگ شده است. در این کتاب مسیر تاریخی و تکوینی بیت‌کوین به عنوان یک پول از ذخیره ارزش تا واسطه ای برای مبادلات ترسیم شده است.

به عقیده نویسنده کتاب، بیت‌کوین در مراحل اولیه مسیر تبدیل شدن به یک پول برای پرداخت های روزمره است. به بیان دیگر، در یک تصویر بزرگتر، بیت‌کوین برخلاف دیگر آلتکوین ها در مسیر تبدیل شدن به یک واسطه مبادله معتبر و جهانی قرار دارد.

در این کتاب نویسنده تلاش می‌کند به چند ایراد اساسی در مورد بیت‌کوین پاسخ دهد. وی نوسان بالای قیمت بیت‌کوین، افزایش کارمزد تراکنش ها و ایجاد انشعاب و کاهش نفوذ آن به سبب ظهور رقبا را تنها بخشی ضروری از فرآیندی می‌داند که در مسیر پذیرش همگانی از سر می‌گذراند. به زعم وی، با افزایش ارزش بازار یا حجم سرمایه، نوسان ها به مرور کمتر خواهد شد، انشعاب ها نخواهند توانست با پیشینه مثبتی که شاخه اصلی بیت‌کوین دارد رقابت کند و در نهایت کارمزد تراکنش ها برای امنیت شبکه مفید و ضروری خواهد بود.

صرف نظر از موافقت یا مخالفت ما با نویسنده نسبت به آینده بیت‌کوین، این کتاب به ما کمک می‌کند تا چند برداشت غلط در مورد بیت‌کوین را تصحیح کنیم. این سوء برداشت ها به خصوص مانع جدی برای پذیرش همگانی بیت‌کوین است، زیرا موجب انتظارات غلط یا سوء استفاده شده و در نهایت موجب خواهد شد تا مردم تجربه مثبتی در استفاده از آن نداشته باشند. امید است که این کتابچه به مثابه تلاش کوچکی برای آشنایی بهتر و جامع تر با رسالت و فلسفه وجودی بیت‌کوین مفید واقع شود.

 

برای مطالعه قسمت اول و دوم کلیک کنید.

«قسمت سوم»
تکامل پول

در اقتصاد مدرنِ پولی، نسبت به نقش واسطه‌ی مبادله‌ایِ پول وسواس خاصی وجود دارد. در قرن بیستم دولت‌ها صدور پول را انحصاری کرده و به‌صورت مکرر کاربرد آن‌را به‌عنوان ذخیره‌ی ارزش از بین بردند و این باور غلط را به‌وجود آوردند که نقش اولیه‌ی پول وسیله‌ای برای مبادله است.

بسیاری از افراد بیت‌کوین را برای ایفای نقش پول مناسب نمی‌دانند؛ چراکه قیمت آن بیش از حد متغیر بوده و نمی‌تواند وسیله‌ای برای مبادله باشد، اما این نگرش صحیح نیست. نحوه‌ی تکامل پول همواره به‌گونه‌ای بوده که نقش ذخیره‌ی ارزشِ آن برتر از نقش واسطه‌ی مبادله‌ی آن بوده است، این نگرش همان مثال قرار دادن گاری جلوی اسب است. یکی از پدران علم اقتصاد مارژینالیست[1] [2]، ویلیام استنلی جوونز[3] چنین بیان می‌کند[4]:

طلا از قدیم کالای باارزشی بوده که بیشتر برای مقاصد تزئینی از آن استفاده می‌شده است. کاربرد دوم آن ذخیره‌ی ارزش، کاربرد سوم آن وسیله‌ای برای مبادله و درنهایت وسیله‌ای برای سنجش ارزش بوده است.

در واژگان امروزی، پول همواره در 4 مرحله‌ی زیر تکامل پیدا می‌کند:

  1. کلکسیونی بودن[5]: در اولین مرحله از تکامل پول، پول صرفاً به خاطر ویژگی‌های عجیب و غریبش و معمولاً به دلیل وسواس و هوس دارنده‌ی آن مورد تقاضا قرار می‌گیرد. صدف، دانه‌های گردنبند و طلا پیش از انتقال به نقش‌های آشناترِ پول، اشیائی کلکسیونی بودند.
  2. ذخیره‌ی ارزش: بعد از گذر از مرحله‌ی اول، پول به‌عنوان وسیله‌ای برای ذخیره‌ی ارزش در گذرِ زمان شناخته می‌شود. بعد از آن‌که کالایی به‌عنوان ذخیره‌ی ارزشی مناسب شناخته می‌شود، قدرت خرید آن افزایش می‌یابد، چراکه مردمِ بیشتری برای این هدف به آن نیاز خواهند داشت. قدرت خرید یک ذخیره‌ی ارزش، به ناچار کاهش خواهد یافت؛ چراکه مردم بیشتری آن‌را نگهداری کرده و دیگر خبری از هجوم افراد جدید به سمت آن نخواهد بود.
  3. واسطه‌ی مبادله: زمانی‌که پول کاملاً به‌عنوان ذخیره‌ی ارزش پا می‌گیرد، قدرت خرید آن به ثبات می‌رسد و با ثابت شدن قدرت خرید هزینهٔ فرصت استفاده از پول جهت انجام مبادلات به قدری کاهش می‌یابد که این پول برای استفاده به‌عنوان واسطه‌ی مبادله مناسب شود.

در روزهای اولِ پیدایش بیت‌کوین بسیاری از مردم هزینهٔ فرصت بسیار بالای استفاده از بیت‌کوین به‌عنوان واسطه‌ی مبادله به جای ذخیره‌ی ارزش را درک نمی‌کردند. داستان معروف[6] فردی که با 10 هزار بیت‌کوین (که در زمان نوشتن این مطلب 94 میلیون دلار ارزش دارد) دو عدد پیتزا خرید، بیان‌گر همین مسئله است.

  1. واحد محاسبه[7]: زمانی‌که کاربرد پول به‌عنوان واسطه‌ی مبادله به حداکثر می‌رسد، قیمت کالاها بر اساس آن محاسبه می‌شود. به این معنی که نسبت مبادله در برابر پول برای اغلب کالاها وجود خواهد داشت.

این تصور غلطی است که قیمت بیت‌کوین برای اغلب کالاهای امروزی قابل استفاده است. برای مثال درست است که می‌توان با استفاده از بیت‌کوین یک فنجان قهوه خریداری کرد، اما مسئله این است که قیمت لیست شده‌ی آن قیمت واقعی بیت‌کوین نیست، بلکه قیمت دلاری است که مورد نظر فروشنده بوده و بر اساس نرخ USD/BTC به بیت‌کوین تبدیل شده است.

اگر قیمت بیت‌کوین بر حسب دلار کاهش یابد، تعداد بیت‌کوین‌های درخواستی از سوی فروشنده افزایش خواهد یافت. تنها زمانی فروشندگان مایل هستند بیت‌کوین را به‌عنوان یک روش پرداخت بدون درنظر گرفتن مظنه‌ی نرخ بیت‌کوین در برابر پول فیات قبول کنند که بتوانند واقعاً بیت‌کوین را به‌عنوان یک واحد محاسبه درنظر بگیرند.

کالاهای پولی که هنوز به واحد محاسبه تبدیل نشده‌اند را می‌توان تا حدی پول درنظر گرفت. طلا امروزه چنین نقشی را ایفا می‌کند، به این صورت که ذخیره‌ی ارزش است اما نقش واسطه‌ی مبادله و واحد محاسبه‌ی آن به‌دلیل مداخله‌ی دولت از بین رفته است. همچنین این احتمال وجود دارد که کالایی نقش واسطه‌ی مبادله را داشته باشد و بعضی کالاها نقش‌های دیگری داشته باشند. این امر معمولاً در کشورهایی اتفاق می افتد که عملکرد دولت آن‌ها مناسب نباشد، مثل آرژانتین و زیمباوه.

ناتانیل پاپر[8] در کتاب طلای دیجیتال[9] خود می‌نویسد:

”در آمریکا، دلار بدون هیچ نقصی سه نقش پول را ایفا می‌کند: واسطه‌ی مبادله، واحد سنجشِ قیمت کالا و ذخیره‌ی ارزش. از سوی دیگر در آرژانتین در‌حالی‌که پزو[10] به‌عنوان واسطه‌ی مبادله برای تعاملات روزمره استفاده می‌شد، اما هیچکس آن‌را به‌عنوان ذخیره‌ی ارزش تلقی نمی‌کرد. پس‌انداز پول بر حسب پزو برابر با دور انداختن پول بود. به همین خاطر مردم پزوی پس‌انداز شده‌ی خود را به دلار تبدیل می‌کردند، چراکه ارزش آن بهتر از پزو حفظ می‌شد. با توجه به این‌که قیمت پزو تغییرات بسیاری داشت، مردم معمولاً قیمت‌ها را برحسب دلار به خاطر می‌سپردند که همین باعث می‌شد دلار به مرور زمان به واحد سنجش مطمئنی تبدیل شود”

بیت‌کوین هم اکنون در‌حال گذر از مرحله‌ی اول به مرحله‌ی دوم است. این احتمال وجود دارد قبل از آن‌که بیت‌کوین از ذخیره‌‎ی ارزش به وسیله‌ای برای مبادله تبدیل شود، چندین سال زمان نیاز باشد و مسیر آن همچنان مملو از ریسک و ابهام است.

لازم به ذکر است که طلا برای پشت سر گذاشتن مرحله‌ی اول خود به چندین قرن زمان نیاز داشت. در‌حال حاضر تمام کسانی که تبدیل یک کالا به پول را شاهد بوده‌اند (همین اتفاقی که برای بیت‌کوین در‌حال رخ دادن است)، در قید حیات نیستند. به همین دلیل تجربه‌ی کمی نسبت به این مسیر در اختیار بشر است.

وابستگیِ مسیر


طی فرآیندِ تبدیل یک کالا به پول، قدرت خرید این کالا به‌سرعت افزایش می‌یابد. بسیاری از افراد معتقدند افزایش قدرت خرید بیت‌کوین باعث ایجاد حباب می‌شود. با این‌که این واژه اغلب برای سرزنش ارزش بیش از حد و غیرواقعی بیت‌کوین استفاده می‌شود، اما این سخنانِ گزافی نیست و ناخواسته امر مطلوبی است.

مشخصه‌ای که بین تمامی کالاهای پولی وجود دارد این است که قدرت خرید آن‌ها بیشتر از چیزی است که بتوان آن‌را صرفاً با استفاده از ارزش مصرف آن‌ها توجیه کرد. البته بسیاری از پول‌های گذشته به هیچ‌وجه ارزش مصرف نداشتند. تفاوت بین قدرت خرید یک کالای پولی و ارزش مبادله‌ای آن به‌دلیل سودمندی ذاتی‌اش را می‌توان به‌صورت یک «اضافه‌ی ارزش پولی[11]» درنظر گرفت. هرچه کالای پولی از مراحلی که بالاتر گفته شد بیشتر گذر کند، اضافه‌ی ارزش پولی افزایش می‌یابد. با این‌حال این اضافه‌ی ارزش به‌صورت یک خط مستقیم و قابل پیش‌بینی حرکت نمی‌کند. کالای X که درحال تبدیل شدن به پول است ممکن است توسط کالای Y که بیشتر مناسب پول بودن است شکست بخورد و اضافه‌ی ارزش پولی X کاهش یابد و یا به کلی از بین رود. اضافه‌ی ارزش پولیِ نقره در اواخر قرن نوزدهم و در زمانی‌که دولت‌ها به کلی طلا را جایگزین آن کردند از بین رفت.

حتی درصورت نبود عوامل خارجی مثل دخالت دولت یا رقابت با کالاهای پولی دیگر، اضافه‌ی ارزش پولیِ یک پولِ جدید از یک مسیر قابل پیش‌بینی پیروی نمی‌کند.

لری وایت[12] اقتصاددان می‌گوید[13]:

”البته مشکلی که برای بحث “حباب” وجود دارد، این است که ممکن است در هر مسیری از قیمت حباب اتفاق بیفتد و به‌همین دلیل هیچ توضیح مشخصی را نمی‌توان برای مسیر مشخصی از قیمت پیدا کرد”

فرآیند تبدیل کالا به پول “نظریه‌ی بازی” است، به این صورت که هر یک از مشارکت کنندگان در بازار سعی می‌کنند تقاضای کلِ مشارکت کنندگان دیگر و به موجب آن اضافه‌ی ارزش پولی آینده را پیش‌بینی کنند. با توجه به این‌که این اضافه‌ی ارزش ارتباطی به سودمندی ذاتی ندارد، مشارکت کنندگانِ بازار در زمان تعیین گرانی و ارزانی یا خرید و فروش یک کالای پولی به قیمت‌های قبلی نگاه می‌کنند. ارتباط تقاضای فعلی با قیمت‌های پیشین «وابستگی مسیر[14]» نامیده می‌شود و شاید بزرگترین منبعِ ابهام برای درک حرکت قیمت کالاهای پولی باشد.

زمانی‌که قدرت خرید یک کالای پولی با افزایش پذیرش آن زیاد می‌شود، به همان‌ترتیب انتظارات بازار نسبت به مفهوم “ارزان” و “گران” بودن آن تغییر می‌کند. به‌طور مشابه زمانی‌که قیمت یک کالای پولی کاهش می‌یابد، انتظارات مردم به این صورت می‌شود که قیمت‌های پیشین “غیرمنطقی” و یا بیش از حد تورمی بوده‌اند.

مدیر دارایی معروف وال استریت، جاش براون[15] “وابستگی مسیر” را چنین توضیح می‌دهد[16]:

”من زمانیکه بیت‌کوین 2300 دلار بود، آن‌را خریدم و بلافاصله ارزش آن دو برابر شد. بعد از آن‌که قیمت بالا رفت با خود گفتم دیگر نباید بیشتر بیت‌کوین بخرم، هرچند که نظر من صرفاً بر اساس قیمتی بود که در ابتدا بیت‌کوین خریده بودم. سپس، بعد از آن‌که در هفته‌ی پیش به دلیل سختگیری چین نسبت به صرافی‌ها قیمت آن کاهش یافت، با خود گفتم چه خوب، امیدوارم قیمت آن بیشتر از این کاهش یابد تا بتوانم بیشتر بیت‌کوین بخرم”

واقعیت این است که واژگان “ارزان” و “گران” برای کالاهای پولی مفهومی ندارند. قیمت یک کالای پولی بیانگر جریان نقدیِ[17] آن و یا میزان کاربردی بودنش نیست، بلکه وسیله‌ای برای سنجش میزان پذیرش آن برای نقش‌های مختلف پولی است.

موضوع دیگری که وابستگی مسیر را پیچیده‌تر می‌کند این حقیقت است که مشارکت کنندگان در بازار صرفاً به‌عنوان تماشاچی‌های بی‌طرف که بر اساس پیش‌بینی حرکتِ آینده‌ی اضافه‌ی ارزشِ پولی وارد خرید و فروش شوند، عمل نمی‌کنند، بلکه به‌صورت فعال پذیرش آن‌را تبلیغ می‌کنند. با توجه به این‌که عملاً و واقعاٌ هیچ اضافه‌ی ارزش پولی‌ وجود ندارد، صفات برتر کالاهای پولی را نسبت به کالاهایی معمولی راحت‌تر می‌توان تبلیغ کرد چراکه ارزش کالاهای معمولی درنهایت به جریان پول نقد و یا تقاضای مصرف وابسته است.

اشتیاق شبه-مذهبیِ مشارکت کنندگانِ بازار بیت‌کوین را می‌توان در تالارهای گفت‌وگوی آنلاینِ مختلف مشاهده کرد. تالارهایی که در آن دارندگان بیت‌کوین به‌صورت فعال مزایای بیت‌کوین و ثروت حاصل از سرمایه‌گذاری در آن‌را تبلیغ می‌کنند.

لی دروگن[18] در رابطه با بازار بیت‌کوین می‌گوید[19]:

ما بیت‌کوین را به‌عنوان یک دین می‌شناسیم. داستانی که برای یکدیگر نقل می‌کنیم و  آن‌را قبول داریم. دین مسیر پذیرشی است که ما باید به آن فکر کنیم. این مسیر تقریباً بی نقص است و به محض آن‌که کسی وارد آن محفل می‌شود، در تمامی محافل می‌پیچد و همه شروع به تبلیغ بیت‌کوین می‌کنند. پس از آن، دوستان آنان نیز می‌آیند و شروع به تبلیغ می‌کنند.

درحالی‌که مقایسه‌ی بیت‌کوین با دین ممکن است هاله‌ای از ایمان نامعقول را پیرامون بیت‌کوین به وجود آورد، اما تبلیغ دارندگان بیت‌کوین برای کالای مالیِ برتر و تشویق جامعه برای انتخاب آن کاملاً منطقی است. پول به‌عنوان مبنایی برای تمامی دادوستدها و پس‌اندازها محسوب می‌شود، بنابراین پذیرش نوع برتر پول مزایای متعدد و شگرفی جهت خلق ثروت برای تمامی اعضای جامعه به همراه دارد.

شکل تبدیل کالا به پول[20]

درحالی‌که مسیر مشخصی برای تبدیل یک کالای پولی به پول وجود ندارد، اما از زمان پیدایش بیت‌کوین، الگوی جالب توجهی شکل گرفته است. این‌طور که به نظر می‌آید قیمت افزایشی بیت‌کوین در حال پیروی از الگوی فرکتال[21] [22] است؛ به گونه‌ای که هر یک از بخش‌های فرکتال از شکل چرخه‌ی هایپِ گارتنر[23] [24] پیروی می‌کنند.

مایکل کیسی[25] در مقاله‌ی «نظریه‌ی قیمت و پذیرش نظریِ بیت‌کوین[26]» ادعا می‌کند که چرخه‌های هایپِ گارتنر بیانگر مراحلی از منحنی استانداردی به شکل S از پذیرش هستند که بسیاری از فناوری‌های نوینِ متحول کننده در راه رسیدن به استفاده همگانی در جامعه آن‌را طی کرده‌اند.

هر یک از چرخه‌های هایپِ گارتنر با اشتیاق و علاقه‌ی شدید به فناوری جدید آغاز می‌شوند. پس از آن قیمت توسط خریداران و فروشندگانی که در این چرخه در دسترس هستند مشخص می‌شود. خریدارانی که در اوایل چرخه‌ی گارتنر وارد معامله می‌شوند، معمولاً باور محکمی به ماهیت تحول آفرین فناوری که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند دارند. سرانجام بازار با ورود خریداران و مشارکت‌کنندگان بیشتر به شور و اشتیاق بیشتری می‌رسد و با کاهش یافتن عرضه درنهایت این سفته‌بازان هستند که جایگزین علاقه‌مندان به فناوری می‌شوند و به دنبال سودهای سریع می‌گردند.

پس از اوج این چرخه، قیمت به‌سرعت کاهش یافته و التهاب سفته‌بازی نیز جای خودرا به ناامیدی، تمسخر مردم و زیر سؤال رفتن فناوری مورد نظر می‌دهد. درنهایت قیمت به کف رسیده و در کنار سرمایه‌گذاران اصلی که باور عمیقی به این فناوری دارند، طرفداران جدید نیز به بازار اضافه می‌شوند. این افراد جدید می‌توانند به دلیل اهمیت این فناوری درد کاهش قیمت بیشتری را تحمل کنند.

کف قیمت برای مدتی طولانی باقی می‌ماند و به گفته‌ی مایکل کیسی یک “کفِ خسته‌کننده و پایدار” را تشکیل می‌دهد. در زمان رسیدن قیمت به کف، توجه عموم مردم به فناوری کاهش می‌یابد، اما این فناوری همچنان رشد کرده و تعداد معتقدانِ آن به‌صورت تدریجی افزایش می‌یابد. سپس برای دور بعدی چرخه‌ی هایپ کف جدیدی تشکیل می‌شود چراکه تماشاچیان بازار به این درک می‌رسند که این فناوری ماندگار بوده و سرمایه‌گذاری در آن به اندازه‌ی مرحله‌ی سقوط قیمت‌ها که نشان می‌داد ریسک نخواهد داشت. دور بعدی این چرخه سرمایه‌گذاران بسیار بیشتری را به همراه خواهد داشت و تعداد آن‌ها بسیار بیشتر از دور اول خواهد بود.

افراد اندکی هستند که در چرخه‌ی گارتنر می‌توانند چگونگی حرکت قیمت را پیش‌بینی کنند. در مراحل اولیه‌ی این چرخه معمولاً قیمت به‌صورتی نامعقول افزایش می‌یابد، به گونه‌ای که بسیاری از سرمایه‌گذاران این قیمت‌ها را باور نمی‌کنند. بعد از آن‌که این چرخه به اتمام می‌رسد، معمولاً رسانه‌ها سقوط قیمت را به دلیل معروف و مشخصی نسبت می‌دهند. درحالی‌که دلیل بیان شده (مثل هک شدن صرافی) می‌تواند عامل تسریع کننده باشد، اما دلیل اصلیِ اتمام این چرخه نیست. دلیل تمام شدن چرخه‌ی گارتنر ناشی از خستگی خریداران و فروشندگان موجود در چرخه است.

این‌طور که گفته می‌شود، طلا نیز از اواخر دهه‌ی 70 تا اوایل قرن 21 از همین چرخه پیروی کرده است. این‌طور می‌توان درنظر گرفت که این چرخه نیروی اجتماعیِ ذاتی برای فرآیند تبدیل کالا به پول محسوب می‌شود.

گروه‌های گارتنر

از زمان انجام اولین مبادله‌ی بیت‌کوین در سال 2010، بیت‌کوین 4 چرخه‌ی گارتنرِ اصلی را پشت سر گذاشته است. با درک این امر می‌توانیم به‌صورت دقیق محدوده‌ی قیمتی چرخه‌های قبلی بیت‌کوین را مشخص کنیم. همچنین به‌صورت کیفی می‌توانیم گروه سرمایه‌گذاران مربوط به هر یک از دورهای چرخه‌های پیشین را مشخص کنیم.

0 تا 1 دلار (2009 تا مارس 2011): در اوایل چرخه‌ی هایپِ بیت‌کوین، بازار بیشتر تحت تسلط رمزنگاران، متخصصان علوم کامپیوتر و سایفرپانک‌هایی[27] بود که پیش از همه اختراع شگرف ساتوشی ناکاموتو را درک کرده و به بی‌نقص بودن پروتکل آن پی برده بودند.

1 تا 30 دلار (2009 تا جولای 2011): در چرخه‌ی دوم هم اولین پذیرندگان[28] این فناوری و هم گروهی از افرادی که به دلیل عدم دخالت دولت جذب آن شده بودند، مشارکت داشتند. آزادی‌خواهانی[29] همچون راجر ور[30] که به دلیل فعالیت‌ و مقابله با مراکز متمرکز دولتی و به امید پذیرش عمومی این فناوری نوظهور جذب آن شدند. ونسز کاسارز[31] که یک کارآفرین موفق است، در این دور از چرخه‌ی بیت‌کوین مشارکت و بیت‌کوین را برای برخی از اهالی برجسته‌ی فناوری و سرمایه‌گذاران دره‌ی سیلیکون[32] تبلیغ کرده است.

250 تا 100 دلار (آوریل 2013 تا دسامبر 2013): سرمایه‌گذارانِ سازمانی و خُرد در این مرحله متحمل ریسک شده و وارد چرخه‌ی سوم شدند. منبع اصلی نقدینگیِ بازار در این دوره صرافی MtGox ژاپنی بود که توسط مارک کارپلز[33] بدکار و نالایق اداره می‌شد که بعدها به دلیل دست داشتن در فروپاشی این صرافی به حبس محکوم شد.

لازم به ذکر است که افزایش قیمت بیت‌کوین طی چرخه‌های بیان شده‌ی فوق تا حد زیادی با افزایش نقدینگی و افزایش سهولت خرید بیت‌کوین توسط سرمایه‌گذاران همراه بود. در چرخه‌ی اول خبری از صرافی‌ها نبود و افراد با استفاده از استخراج یا مبادله‌ی مستقیم با فرد استخراج‌کننده‌ی مالک بیت‌کوین می‌شدند. در چرخه‌ی دوم صرافی‌های اولیه به وجود آمدند، اما کسب بیت‌کوین از این صرافی‌ها و ایمن کردن آن برای تمامی افراد بیش از حد پیچیده بود؛ به غیر از سرمایه‌گذارانی که به مسائل فنی مسلط بودند. حتی در چرخه‌ی سوم، سرمایه‌گذاران برای انتقال پول خود به صرافی MtGox جهت خرید بیت‌کوین با موانع زیادی مواجه بودند. بانک‌ها تمایلی به معامله با صرافی‌ها نداشتند و فروشندگان شخص ثالثی که مبادلات را تسهیل می‌کردند، اغلب نالایق و یا مجرم بودند. بنابراین بسیاری از افرادی که درنهایت توانستند پول خود را به MtGox منتقل کنند، زمان هک شدن این صرافی و تعطیلی آن متحمل ضرر شدند.

بعد از تعطیلی صرافی MtGox و برقرار شدن دو سال آرامش در بازار، منابع نقدینگی عمیق و بالغی به بازار تزریق شدند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به صرافی‌های نظارت شده‌ای مثل GDAX و کارگزاران خارج از بورس[34] مثل کامبرلند[35] اشاره کرد. در چرخه‌ی چهارم که سال 2016 آغاز شد، سرمایه‌گذاران خرد به‌راحتی می‌توانستند بیت‌کوین بخرند و  آن‌را امن نگه دارند.

1100 تا 19600 دلار (2014 تا ؟ ): در زمان نوشتن این مطلب بیت‌کوین در حال سپری کردن چهارمین مرحله‌ی هایپ خود است. شرکت‌کنندگان اصلیِ این چرخه بنا بر تعبیر مایکل کیسی «اکثریتِ اولیه‌ای[36]» از سرمایه‌گذاران سازمانی و جزئی هستند.

با عمیق‌تر شدن و جا افتادن نقدینگی در بازار، سرمایه‌گذاران سازمانیِ عظیم این امکان‌را دارند تا از طریق بازارهای آتی[37] کنترل شده در بازارِ بیت‌کوین مشارکت کنند. وجود بازارهای آتی کنترل شده راه را برای ایجاد بیت‌کوین ETF[38] [39] هموار می‌کند. که در چرخه‌ی هایپ بعدی می‌توان وارد مرحله‌ی «اکثریتِ آخر[40]» و مرحله‌ی «جامانده‌ها[41]» شد.

با وجود این‌که امکان پیش‌بینی دامنه‌ی دقیق سیکل فعلی وجود ندارد، اما می‌توان تخمین زد که این سیکل در 20 هزار دلار تا 50 هزار دلار به نقطه‌ی اوج خود برسد. اگر بیت‌کوین از این محدوده بالاتر برود، بخش عظیمی از سرمایه‌ی کل بازار طلا را در اختیار خود می‌گیرد (در صورتی‌که بیت‌کوین در حال حاضر به قیمت 380هزار دلار برسد، سرمایه‌ی موجود در بازار آن برابر با طلا می‌شود). بخش بزرگی از سرمایه‌ی بازار طلا از بانک‌های مرکزی ناشی می‌شود و این احتمال وجود دارد که بانک‌های مرکزی یا دولت‌ها در این چرخه مشارکت کنند.

ورود دولت‌ها

آخرین چرخه‌ی گارتنر زمانی آغاز می‌شود که دولت‌ها آن‌را به‌عنوان ذخیره‌ی ارز خارجی خود انباشت کنند. ارزش بازار بیت‌کوین درحال حاضر به قدری نیست که اغلب دولت‌ها  آن‌را در ذخایر خود در نظر بگیرند. با این‌حال بعد از این‌که توجه بخش خصوصی به بیت‌کوین افزایش یابد و حجم سرمایه بیت‌کوین به یک تریلیون دلار نزدیک شود، نقدینگی این بازار به قدری افزایش خواهد یافت که اغلب دولت‌ها به آن وارد خواهند شد. این احتمال وجود دارد که بعد از ورود رسمیِ اولین دولت به این بازار و افزودن بازار به ذخایر خود، دولت‌های دیگر نیز به پیروی از آن وارد چنین بازاری شوند. دولت‌هایی که زودتر از همه بیت‌کوین را بپذیرند، بیشترین سود را خواهند برد؛ البته اگر بیت‌کوین به یک ارز اندوخته‌ی جهانی تبدیل شود.

متأسفانه احتمالا دولت‌هایی که بیشترین توان اجرایی را دارند (دولت‌های خودکامه‌ای همچون کره‌ی شمالی و…)خربین زودتر از همه شروع به انباشت بیت‌کوین می‌کنند. عملکرد ضعیف شاخه‌های اجرایی دولت‌های دموکراتیک و بی‌میلی آن‌ها برای پیشرفت اقتصادی و مالی ، باعث می‌شود از غافله جا مانده و دیرتر از همه به انباشت بیت‌کوین اقدام کنند.

این موضوع بسیار مضحک است که مقررات دولت آمریکا درحال حاضر بیش از هر دولت دیگری پذیرای بیت‌کوین است و در عین حال کشورهای چین و روسیه(و ایران) بزرگ‌ترین دشمنان آن هستند. درصورتی که اگر بیت‌کوین به‌عنوان ارز اندوخته‌ی جهانی جایگزین دلار شود، بزرگ‌ترین ریسک متوجه جایگاه جغرافیای سیاسی آمریکا می‌شود.

در دهه‌ی 60 میلادی(دهه 40 شمسی) چارلز دوگل[42] «امتیاز گزافِ[43]» آمریکا ناشی از فرمان پولیِ بین‌المللی قرارداد برتون وودز[44] سال 1944(1323) را مورد انتقاد قرار داد. دولت‌های روسیه و چین هنوز حاضر به پذیرش مزایای راهبردی–جغرافیاییِ بیت‌کوین به‌عنوان یک ارز اندوخته نشده‌اند و فعلاً درگیر اثرات احتمالی آن بر بازارهای داخلی خود هستند. مانند دو‌گل، کسی که در دهه‌ی 60 در پاسخ به امتیازِ گزاف آمریکا، آمریکا را به پذیرش مجدد طلا به‌عنوان یک استاندارد جهانی تهدید کرد، چین و روسیه نیز بالاخره به مزایای در اختیار داشتن یک ذخیره‌ی ارزشِ غیرحاکمیتی پی خواهند برد. با توجه به این‌که بخش زیادی از توان استخراج بیت‌کوین درحال حاضر در چین قرار دارد، چین به‌صورت بالقوه نسبت به دولت‌های دیگر برای افزودن بیت‌کوین به ذخایر خود دارای مزیت متمایزی است.

آمریکا به‌عنوان کشوری که مهد نوآوران است و دره‌ی سیلیکون[45] را به‌عنوان الماس اقتصاد خود در اختیار دارد، به خود می‌بالد. با وجود این‌که دره‌ی سیلیکون بیشترین نقش را در قانون‌گذاری بیت‌کوین در اختیار دارد، اما درنهایت اگر بیت‌کوین به یک ارز اندوخته‌ی جهانی تبدیل شود، صنعت بانکداری و فدرال رزرو وجود بیت‌کوین را تهدیدی برای سیاست پولی آمریکا تلقی خواهند کرد. وال‌استریت ژورنال[46] که به سخنگوی فدرال رزرو معروف است، یادداشتی را در خصوص تهدید بیت‌کوین در قبال سیاست پولی آمریکا به شرح زیر منتشر کرده است[47]:

“خطر دیگری هم وجود دارد، خطری که شاید برای بانک‌های مرکزی و قانون‌گذاران جدی‌تر باشد: این‌که ممکن است بیت‌کوین سقوط نکند. اگر تب سفته‌بازی موجود در بازار رمزارزها مُنادی استفاده‌ی گسترده از آن‌ها به‌جای دلار باشد، این امر انحصار پولی بانک‌های مرکزی را تهدید خواهد کرد.”

در سال‌های آتی بین کارآفرینان و مبتکران دره‌ی سیلیکون و صنعت بانکداری و بانک‌های مرکزی کشمکش بزرگی اتفاق خواهد افتاد؛ چراکه دره‌ی سیلیکون تمام سعی خود را می‌کند تا بیت‌کوین را به دور از کنترل دولت نگه دارد و صنعت بانکداری و بانک‌های مرکزی جهت جلوگیری از به‌هم خوردنِ صنعت و توان چاپ پول خود، به هرکاری دست خواهند زد.

حرکت به سمت وسیله‌ای برای مبادله

یک کالای پولی قبل از آن‌که به‌صورت گسترده ارزش‌گذاری شود، نمی‌تواند به‌صورت عمومی به‌عنوان واسطه‌ای برای مبادله (تعریف استانداردِ اقتصادی از “پول”) تبدیل شود. زیرا کالایی که ارزش‌گذاری نشده باشد، در مبادلات پذیرفته نخواهد شد. در همین فرآیندی که یک کالای پولی به‌صورت گسترده ارزش‌گذاری می‌شود و به‌دنبال آن به‌عنوان ذخیره‌ی ارزش پذیرفته می‌شود، قدرت خرید آن افزایش یافته و عدم استفاده از آن در مبادلات هزینهٔ فرصت[48] [49] به همراه خواهد داشت. تنها زمانی‌که هزینهٔ فرصتِ چشم‌پوشی از یک ذخیره‌ی ارزش به سطح مناسب و پایینی برسد، می‌تواند به‌عنوان یک واسطه‌ی مبادله به‌صورت عمومی پذیرفته شود.

به بیان دقیق‌تر یک کالای پولی تنها زمانی برای واسطه‌ی مبادله مناسب می‌شود که مجموع هزینهٔ فرصت و هزینه‌ی مبادله‌ی استفاده از آن در مبادلات کمتر از هزینه‌ی انجام مبادله بدون آن شود.

در جوامعی که مبادلات کالا‌به‌کالا برقرار است، حتی زمانی‌که قدرت خرید کالای پولی رو به افزایش باشد، ذخیره‌ی ارزش می‌تواند به واسطه‌ای برای مبادله تبدیل شود. چراکه هزینه‌ی مبادله‌ی کالا‌به‌کالا بسیار زیاد است، اما در اقتصادهای پیشرفته که هزینه‌ی مبادله کم است، استفاده از یک ذخیره‌ی ارزشِ نوظهور و  بااهمیتی همچون بیت‌کوین به‌عنوان واسطه‌ای برای مبادله ممکن است؛ حتی اگر این اتفاق در گستره‌ی بسیار محدودی رخ دهد. به‌عنوان مثال می‌توان به بازار قاچاق موادمخدر اشاره کرد که در آن خریداران حاضرند فرصت در اختیار داشتن بیت‌کوین را فدا کنند تا ریسک قابل توجه خرید موادمخدر را با استفاده از پولِ فیات به حداقل برسانند.

به هرحال یک ذخیره‌ی ارزشِ نوظهور برای آن‌که در یک جامعه‌ی پیشرفته به‌صورت عمومی به واسطه‌ای برای مبادله پذیرفته شود، موانع سازمانیِ بسیاری بر سر راه دارد. دولت‌ها برای آن‌که از جایگزین شدن پول خود به جای کالاهای پولیِ رقیب جلوگیری کنند از وسیله‌ی قدرتمندی به نام “مالیات” استفاده می‌کنند. نه تنها به دلیل اخذ مالیات بر حسب پول‌های دولتی، این پول‌ها دائماً تحت تقاضا هستند، بلکه کالاهای پولیِ رقیب نیز هر زمان‌که با بهای بالایی مبادله شوند، مشمول مالیات می‌شوند. نوع دومِ اخذ مالیات، موانع زیادی را بر سر راه استفاده از یک ذخیره‌ی ارزش به‌عنوان وسیله‌ای برای مبادله قرار می‌دهد.

با این‌حال، رفع این موانع و پذیرش عمومیِ کالاهای پولیِ بازاری به‌عنوان یک واسطه‌ی مبادله‌ی پذیرفته شده غیرممکن نیست. اگر باور عمومی به یک پولِ دولتی از بین برود، ارزش آن در فرآیندی به نام اَبَرتورم[50] [51] دچار اضمحلال می‌شود و زمانی‌که این پول‌ وارد چنین فرآیندی ‌شود، ابتدا ارزش آن‌ در برابر اغلب کالاهای نقدینه مثل طلا و یا دلار سقوط می‌کند، البته اگر این کالاها در جامعه وجود داشته باشند. درصورتی‌که هیچ کالای نقدینه‌ای در جامعه وجود نداشته باشد و یا عرضه‌ی آن محدود باشد، ارزش این پول در برابر کالاهای حقیقی همچون املاک و اجناس سقوط می‌کند.

“تصویری که می‌توان برای اَبَرتورم متصور شد، فروشگاهی است که به دلیل فرار مصرف‌کنندگان از کاهش سریع ارزش پول ملیِ خود خالی از محصول شده باشد”

سرانجام پس از آن‌که طی فرآیند اَبَرتورم باور به پولِ دولتی از بین برود، دیگر هیچ‌کس این پول‌ را نخواهد پذیرفت و جامعه یا به مبادلات کالا‌به‌کالا روی خواهد آورد و یا واحد پولی آن به کلی از عنوان واسطه‌ای برای مبادله کنار گذاشته خواهد شد.

جایگزین شدن دلار زیمباوه با دلار آمریکا مثالی برای این فرآیند است. همچنین به دلیل کمیاب بودن پولِ خارجی و نبود سازمان‌های بانکداریِ خارجی برای تأمین نقدینگی، جایگزین شدن پول‌های دولتی با پول‌های خارجی دشوار است.

امکان جابه‌جایی فرا مرزی و آسان بیت‌کوین و همچنین عدم نیاز به یک سیستم بانکداری، بیت‌کوین را به کالای پولی مناسبی برای دوره‌ی اَبَرتورم تبدیل می‌کند. در سال‌های پیش رو درصورتی‌که پول‌های فیات روند نزولی کاهش ارزش خودرا در ادامه دهند، بیت‌کوین به گزینه‌ی محبوبی برای پس‌اندازهای جهانی تبدیل خواهد شد. و زمانی‌که یکی از پول‌های ملی کنار گذاشته شود و بیت‌کوین جایگزین آن شود، در این جامعه بیت‌کوین از ذخیره‌ی ارزش به وسیله‌ای عمومی و پذیرفته شده برای مبادله تبدیل خواهد شد. دنیل کراویس[52] برای توصیف این فرآیند واژه‌ی «اَبَر بیت‌کوینی شدن[53] [54]» را ابداع کرده است.

 

[1] https://en.wikipedia.org/wiki/Marginalism85

[2] Marginalist economics

[3] William Stanley Jevons

[4] http://www.econlib.org/library/YPDBooks/Jevons/jvnMME3.html

[5] Collectible

[6] https://bitcointalk.org/index.php?topic=137.0

[7] Unit of account

[8] Nathaniel Popper

[9] Digital Gold

[10] Peso

[11] Monetary premium

[12] Larry White

[13] http://oll.libertyfund.org/pages/misestmc

[14] Path dependence

[15] Josh Brown

[16] http://thereformedbroker.com/2017/09/11/you-can-practically-smell-it-in-the-air/

[17] Cash flow

[18] Leigh Drogen

[19] https://www.cnbc.com/2017/10/19/josh-brown-goes-down-the-bitcoin-rabbit-hole-commentary.html

[20] https://en.wikipedia.org/wiki/Monetization

[21] Fractal pattern

[22] https://en.wikipedia.org/wiki/Fractal

[23] Gartner hype cycle

[24] https://en.wikipedia.org/wiki/Hype_cycle

[25] Michael Casey

[26] https://medium.com/@mcasey0827/speculative-bitcoin-adoption-price-theory-2eed48ecf7da

[27] Cypherpunk

[28] Early adopters

[29] Libertarians

[30] Roger Ver

[31] Wences Casares

[32] Silicon Valley

[33] Mark Karpeles

[34] over-the-counter brokers

[35] Cumberland

[36] early majority

[37] Futures markets

[38] Exchange-Traded Fund

[39] https://cointelegraph.com/tags/etf

[40] Late majority

[41] Laggards

[42] Charle de Gaulle

[43] Exorbitant privilege

[44] Bretton Woods

[45] Silicon Valley

[46] Wall Street Journal

[47] https://www.wsj.com/articles/is-it-time-to-regulate-bitcoin-1512409004

[48] Opportunity cost

[49] https://en.wikipedia.org/wiki/Opportunity_cost

[50] Hyperinflation

[51] https://en.wikipedia.org/wiki/Hyperinflation

[52] Daniel Krawisz

[53] Hyperbitcoinization

[54] https://nakamotoinstitute.org/mempool/hyperbitcoinization/fa/