محمد حضرت پور | 2020.07.20

مقدمه ای بر صنعت مالی غیرمتمرکز (DeFi)

1.     معرفی

وعده بلاکچین ایجاد دسترسی جهانی به پول و خدمات پولی و مالی برای تمام افراد بدون توجه به محل سکونت آن­ها است. سیر مالی غیرمتمرکز[1] این وعده را یک قدم نزدیک­تر می­کند. در حال حاضر چیزی نزدیک به 1.7 میلیارد انسان خارج از سیستم بانکی و مالی فعلی هستند، از این جمعیت 1.1 میلیارد نفر بدون هویت رسمی هستند. برای مثال در کشور سنگاپور که یک کشور توسعه یافته به شمار می­رود، 37 درصد از جمعیت بدون هویت رسمی هستند که این موضوع به شدت طبقه کم­ درآمد و کارگران مهاجر را به فقر محکوم می­کند [1]. دنیایی را تصور کنید که در آن یک جایگزین جهانی و باز برای تمامی خدمات مالی که روزانه از آن­ها استفاده می­ کنید (پس­انداز، وام، داد و ستد، بیمه و برخی دیگر) در دسترس هرکس در دنیا با یک تلفن هوشمند و اتصال اینترنت باشد.

این تصور از دنیا، اکنون با بلاکچین های قرارداد هوشمند امکان پذیر است. قرارداد هوشمند به برنامه نویسان اجازه می ­دهد تا عملکردهای بسیار پیشرفته تری از ارسال و دریافت ساده رمزارز حاصل کنند. این برنامه­ ها همین برنامه ­های غیرمتمرکز (dapp) هستند که به جای این که توسط یک موجودیت یا شرکت واحد و متمرکز ایجاد و کنترل شوند، با استفاده از فناوری غیرمتمرکز (بلاکچین) ساخته شده ­اند.

برای قرن­ها واسطه­ های مالی نقش مهمی در سازمان­دهی به تراکنش­های اقتصادی و کاهش هزینه­ های این تراکنش­ها ایفا کردند. با ظهور اقتصاد دیجیتال، فناوری مالی[2] شروع به گرفتن برخی از نقش­های واسطه­ای که قبل از آن در دست نهاد­های مالی بزرگ بود، کردند. البته فناوری مالی نیاز به نهاد­های مالی را کاهش داد، اما جایگزین آن­ها نشد، چرا که اغلب یک واسطه (نهاد مالی) جای خود را به یک واسطه دیگر (شرکت فناوری) می­ داد.

اما پیشرفت­های اخیر در فناوری بلاکچین موجب شده است که یک پارادایم جدید در حول تمرکز زدایی و واسطه زدایی ایجاد شود. با اتکا به فناوری بلاکچین، خدمات مالی می­ توانند در اوج غیرمتمرکز بودن، شفافیت، قابل تعامل بودن و بدون مرز بودن، کارایی بالایی نیز داشته باشند.

این پارادایم جدید، با پارادایمی که بر پایه اقتصاد هزینه تراکنش[3] ساخته شده بود، متفاوت است. اقتصاد هزینه تراکنش بر فرصت­طلبی تمرکز داشت اما پارادایم جدید بر مبنای اعتماد توزیع­شده است، شکلی از اعتماد که بدون وجود روابط قابل اعتماد قبلی به صورت جانبی میان افراد جریان دارد [2].

شاید این مفاهیم کمی آینده­نگر به نظر برسند، اما در واقع این برنامه­های غیرمتمرکز اکنون وجود دارند. این برنامه­ها به شما این امکان را می­دهند که کوین پایدار بسازید، پول خود را قرض دهید و از رمزارز خود بهره کسب کنید، وام بگیرید، یک دارایی را در ازای دارایی دیگر مبادله کنید و استراتژی­های سرمایه­گذاری خودکار و پیشرفته را به کار بگیرید. اما چه چیزی این برنامه­ها را از بانک­های رایج و همتایان خود در وال­استریت متمایز می­سازد؟

2.     وعده ­های DeFi

بازار­های پول، صندوق­های شاخص و دیگر مسیر­های سرمایه­گذاری با رشد کم و ریسک پایین به شدت مورد علاقه­ی سرمایه­گذاران است. وام دهی DeFi که برای اغلب افراد ناشناخته است یک سیستم مشابه با سیستم­های رایج در این بازار­ها ارائه می­دهد اما با این تفاوت که با بازده­ای در محدوده 7 تا 18 درصد بسیار جذاب­تر از صندوق­های بازار پول رایج با بازدهی در محدوده 2 تا 3 درصد به نظر می­ رسند [1].

این یعنی که فضای مالی غیرمتمرکز در رمزارز­ها اکنون خدماتی به سرمایه ­گذاران ارائه می­دهد که بسیار مشابه با خدمات سپرده­گذاری بیتکوین در بستر­ها وام­دهی و کسب بهره از آن است. البته این رمزارز­ها نیازمند منحنی یادگیری با شیب زیاد و یک نمایه ریسک هستند که برای بسیاری از مشارکت ­کنندگان در بازار مناسب نیستند، به ویژه آن­هایی که در دارایی­های کم ریسک سرمایه­گذاری می­ کنند.

از طرف دیگر پول فیات دولت­ها، تورمی است. به عبارت دیگر اگر مردم پول اضافی داشته باشند انگیزه دارند که یک روش برای ذخیره آن ارزش به صورت یک ارز دیگر پیدا کنند. 3.7 درصد جمعیت دنیا در کشور­هایی زندگی می­کنند که نرخ تورم بالاتر از 5 درصد دارند و 680 میلیون نفر نیز در کشور­هایی با نرخ تورم بیشتر از 10 درصد زندگی می­کنند. توسعه­ی DeFi می­تواند فرصت محافظت از ثروت را به افراد بیشتری در سطح جهان اعطا کند. البته کاربران پروتکل­های DeFi علاوه بر محافظت در برابر تورم، فرصت دارند تا از موجودی حساب خود نیز بهره کسب کنند. یعنی آن­ها با دارایی­ های پایدار متصل به دلار، ذخیره­ی ارزش را در اختیار دارند و هم بازده سرمایه­گذاری یا وام دهی دارایی را در یک بستر DeFi دریافت می ­کنند.

همچنین دارایی­های مصنوعی[4] به عنوان یک کاربرد دیگر می ­توانند دو دنیای دارایی رایج و دارایی غیرمتمرکز را به یکدیگر متصل کنند. دارایی مصنوعی یک سبد از دارایی­هاست که قیمت یک دارایی مورد هدف در بازار­های دیگر را دنبال می­ کند. هر کسی به بازار دارایی­های مصنوعی دسترسی داشته باشد می­ تواند به فرصت­های دیگر در بازارهای دیگر دست پیدا کند. دلیل اصلی توسعه این دارایی­ها روشن است، دسترسی بازار جهانی[5]. دارایی­های مصنوعی غیرمتمرکز به مردم اجازه می ­دهد تا در هر بازاری مشارکت کنند، مادامی که قیمت بازار عمومی و شفاف باشد.

به صورت کلی چند ویژگی موجب تمایز خدمات مالی غیرمتمرکز با خدمات مالی رایج از سوی نهاد­های مالی و شرکت­های فناوری مالی می ­شود.

عدم تمرکز:

هر گونه عملیات در هسته ­ی این کسب و کار­ها توسط یک موجودیت، نهاد و شرکت و یا کارکنان آن­ها اداره نمی ­شود. قوانین در یک کد (قرارداد هوشمند) هستند و هنگامی که این قرارداد­ها در بلاکچین استقرار یابند، این برنامه ­های غیرمتمرکز مالی[6] تقریبا بدون دخالت انسانی می­ توانند به کار خود ادامه دهند. البته در عمل برنامه­ نویسان با به روز رسانی، ارتقا و رفع اشکالات سیستمی، این برنامه­ ها را حفظ می­ کنند. شبکه­های غیرمتمرکز هزینه­های تراکنش را پایین می ­آورند و همزمان از هزینه ­های ناشی از انحصار نهاد­های بزرگ مالی جلوگیری می ­کند. زمانی که یک شبکه فرد به فرد غیرمتمرکز به سلطه و چیرگی برسد، هیچ موجودیت واحدی نمی­ تواند قدرت لازم را برای انحصار در شبکه و محروم کردن گروهی از مشارکت، بدست آورد. عدم تمرکز در خدمات مالی در سه قالب وجود دارد. عدم تمرکز تصمیم­ گیری، عدم تمرکز ریسک پذیری و عدم تمرکز نگهداری سوابق.

شفافیت:

این کد یا قرارداد هوشمند روی بلاکچین برای هرکسی شفاف است. این نوع جدیدی از اعتماد را ایجاد می­ کند زیرا هر فردی این فرصت را دارد که عملکرد قرارداد را بفهمد و یا اشکالات آن را پیدا کند. تمام تراکنش­ها نیز به صورت عمومی قابل رؤیت است که پرسش­هایی را درباره حریم خصوصی ایجاد می­ کند اما تراکنش­ها به صورت پیش­فرض ناشناس هستند، یعنی به صورت مستقیم هویت دنیای واقع فرد را آشکار نمی­ کنند.

ساخت بدون مجوز، مشارکت بدون مجوز، استفاده بدون مرز: به عبارت دیگر هرکسی می­تواند یک برنامه DeFi بسازد و هرکسی می­تواند از آن­ها استفاده کند. خبری از فرم­های طولانی حساب کاربری و یا موانع دیگر برای ورود به سیستم نیست.

قابلیت تعامل و انعطاف­پذیری رابط کاربری:

یک ویژگی تمایز دیگر قابلیت تعامل است. برنامه­های DeFi می­توانند با ترکیب شدن محصولات DeFi مثل کوین پایدار، صرافی غیرمتمرکز و بازار­ پیش­بینی، یک محصول کاملا جدید را ایجاد کنند. برای مثال، Veil یک بازار پیش­بینی فرد به فرد است که با ادغام کردن بازار پیش­بینی Augur و صرافی غیرمتمرکز Ox ساخته شده است [3].

البته DeFi هنوز قابلیت تعامل کامل ندارد که این به خاطر عدم تعامل میان بلاکچین­ ها است. کارآفرینان و مبتکران دو گزینه پیش روی خود دارند. راه اول حمایت از پیدایش یک بستر غالب است. در حال حاضر 87 درصد از کل پروژه­ های مالی غیرمتمرکز بر بستر اتریوم ایجاد شده­اند. البته گزینه بهتر این است که قابلیت تعامل میان بلاکچین ­های مختلف افزایش یابد چرا که قابلیت تعامل از طریق تسلط یک بستر غالب چندان مناسب نیست. یک بلاکچین واحد قادر به خدمت رسانی به پروژه ­ها با نیاز­های متنوع نیست.

به علاوه در صورتی که از رابط کاربری یک dapp مشخص راضی نیستید می­ توانید بک برنامه مناسب برای خود بسازید. قرارداد­های هوشمند مثل یک رابط برنامه­نویسی باز[7] هستند و کاربر می­تواند برای آن­ها یک برنامه بسازد. همچنین برنامه­های DeFi می­ توانند با ترکیب شدن محصولات DeFi مثل کوین پایدار، صرافی غیرمتمرکز و بازار­ پیش­بینی، یک محصول کاملا جدید را ایجاد کنند.

در حال حاضر مالی غیرمتمرکز یکی از سریع­ترین بخش­های در حال رشد در فضای بلاکچین و رمزارزهاست. ناظران صنعت، این حرکت را با یک معیار جدید یعنی «اتریوم راکد شده در DeFi» اندازه ­گیری می­ کنند. در هنگام نوشتن این مقاله، کل ارزش بازاری توکن­های DeFi معادل با 3.2 میلیارد دلار است و ارزش کل اتریوم راکد شده در این فضا 1.8 میلیارد دلار است [4].

 

3.     برنامه­ های مختلف DeFi

فناوری بلاکچین منجر به ظهور مدل­های جدید کسب و کار در سطح بازار­های مالی شده است. در حال حاضر رایج­ترین این مدل­های کسب و کار، رمزارز­های غیرمتمرکز هستند که بعد از آن قرارداد غیرمتمرکز و ئرداخت غیرمتمرکز هستند.

ارز­های غیرمتمرکز:

بیتکوین اولین رمزارز غیرمتمرکز بود که برنامه عرضه ثابتی دارد و از همین جهت ضد تورمی است. بیتکوین اصلی­ترین ذخیره ارزش در صنعت بلاکچین، به مانند طلا، ذاتا بدون مرز است. در کتار بیتکوین، رمزارز­های غیرمتمرکز بزرگ دیگر، Ether، Litecoin، Monero،  Dashو Zcash نام دارند.

خدمات پرداخت غیرمتمرکز:

شبکه­های پرداخت متمرکز مثل PayPal، Visa و SWIFT تجارت آنلاین و آفلاین را تسهیل می­ کنند اما از طرفی کامزد بالایی برای خدمات خود دریافت می­ کنند. شبکه ­های پرداخت غیرمتمرکز مثل Libra و Bitcoin Lightning قصد دارند با ایجاد پرداخت­ های سریع، کم هزینه و جهانی مشکلات روش­های رایج پرداخت را حل کنند. با کاهش کارمزد­های پرداخت، موج جدیدی از کارآفرینی و نوآوری به راه می­افتد. برای مثال بستر متمرکز  Squareبرای استفاده از شبکه Bitcoin Lightning در خدمات پرداخت خود برنامه­ ریزی کرده است.

تأمین سرمایه غیرمتمرکز:

فناوری بلاکچین نحوه تأمین سرمایه را متحول کرده است. یک شکل اصلی این مدل، عرضه کوین اولیه است که در آن یک پروژه توکن­های مخصوص خود را بر روی یک بلاکچین عمومی و بدون مجوز برای عرضه به سرمایه­ گذاران برای تأمین سرمایه در مراحل اولیه پروژه صادر می­ کند. یک ICO مخصوصا زمانی خیلی با ارزش است که توکن یک سودمندی ذاتی در محصولات یا بسترهای پروژه داشته باشد. چنین توکنی، توکن کاربردی[8] نام دارد.  این توکن می­تواند در ازای خدمات مشخص باز گردانده شود و یا به عنوان ابزار مبادله مورد استفاده قرار گیرد. برخی نیز ممکن است توکن اوراق صادر کنند که در اصل مالکیت مستقیم و یا مطالبات جریان نقدی را نشان می­ دهد. همچنین یک شکل دیگر از تأمین سرمایه، عرضه صرافی اولیه است. در این مدل، صرافی­ها معمولا پروژه­های بالقوه را ارزیابی می­کنند و اطلاعات دقیق آن­ها را فراهم می­ کنند و پروژه­ها با کیفیت بالا را مورد تأیید خود قرار می­ دهند.

قرارداد غیرمتمرکز:

قرارداد­ها برای بازار­ها، بنگاه ­ها و افراد بسیار مهم هستند. به دلیل هزینه­ های مذاکره، مستندسازی، اجرا و مذاکره مجدد می­ توانند هزینه­ بر و پیچیده باشند. خصوصا که قرارداد­ها با موانعی مثل خطر اخلاقی و انتخاب معکوس مواجه می­ شوند که هزینه ­های تراکنش را بالا می­برند و همزمان احتمال وقوع توافق را نیز محدود می ­کنند. قرارداد­های هوشمند با کمک شفافیت، تغییرناپذیری، خودکار بودن و قابل برنامه نویسی بودن، نویدبخش کاهش پیچیدگی­ها و هزینه­های قرارداد در سطح بازار­ها و کسب و کار­ها هستند. یک اجماع قابل برنامه نویسی غیرمتمرکز اگر حاصل شود، کمک می­کند که وقوع قرارداد­های احتمالی آسان­تر شود. بستر­های غیرمتمرکزی چون MakerDAO، Compound و Dharma از قرارداد­های هوشمند بر بستر اتریوم استفاده می­کنند تا وام دهی و قرض گیری غیرمتمرکز توسعه یابد، هزینه­ها، اختلافات و دیرکرد­ها کاهش یابند.

این مدل کسب و کار را می­توان در چند دسته طبقه بندی نمود. صرافی­ های غیرمتمرکز (مثل Uniswap، Ox،Network Kyber ، IDEX)، بستر­های وام دهی و قرض گیری (Compound، MakerDAO، Dharma، Aave)، بازار­های مشتقات و معاملات مارجین و بازار­های پیش­بینی (CDx، bZx، Daxia، dydx، Augur) و چند مدل دیگر مثل بیمه غیرمتمرکز و دارایی­های مصنوعی (Synthetix). بسیاری از این برنامه­ های مالی غیرمتمرکز در قسمت بعدی این سری از مقالات DeFi به تفصیل شرح داده می­ شوند.

4.     مسیر توسعه DeFi

در سال­های پیش رو، ممکن است خدمات مالی که امروزه در سیستم فیات فعلی استفاده می­کنیم برای اکوسیستم رمزارز به صورت مجدد ساخته شوند. تا کنون مشاهده کرده­ایم که صدور دارایی، قرض گرفتن، وام دهی، حفاظت از دارایی و مشتقات مالی برای رمزارز­ها ایجاد شده ­اند. گام بعدی چیست؟

قرض گیری و وام دهی در سیستم­های رایج به شدت متکی به سیستم هویت است. شهرت اعتباری در این سیستم ­ها، قدرت قرض گیری افراد را مشخص می­کند. برخلاف سیستم ­های هویت کنونی، یک هویت غیرمتمرکز باید هم جهانی باشد و هم حریم خصوصی را حفظ نماید.

در اکوسیستم DeFi همچنین یک حرکت به سمت حکم­رانی و تصمیم­گیری غیرمتمرکز به چشم می­خورد. برای مثال بر خلاف واژه­ی غیرمتمرکز در بسیاری از این برنامه­ها یک شاه­کلید در دست برنامه­نویسان آن­ها وجود دارد که با آن می­توانند پروژه را تعطیل یا برنامه غیرمتمرکز را غیرفعال کنند. به هر حال بعد از این که برنامه مورد آزمایش در میدان عمل قرار گرفت و دیگر نیازی به دریچه خاموش کردن اضطراری در موارد وجود اشکال در کد، نباشد، انتظار می­ رود که برنامه ­نویسان این راه­های خروجی پشتی را رها کنند. جامعه­ی DeFi در حال حاضر با روش ­های رأی دادن سهام­داران در تصمیماتی از این قبیل از جمله با استفاده از سازمان­های خودگردان غیرمتمرکز  سر و کار دارد [5].

5.     چندی از محدودیت­های DeFi

اول از همه ساختن اعتماد توزیع شده در بستر­های غیرمتمرکز می­تواند هزینه ­بر باشد چرا که توزیع اطلاعات به تمام اعضا به صورت عمومی، اعتبارسنجی اطلاعات از طریق اجماع توزیع شده و ذخیره­سازی داده­ها در سطح گره­ها، هزینه­ های بالایی را بر شبکه تحمیل می­کند.

دوم این که، اگر چه شفافیت ستون اصلی ساختمان بستر­های غیرمتمرکز است، اما شفافیت زیاد، حریم خصوصی را به خطر می­اندازد. استفاده از رمزنگاری پیشرفته برای حفظ حریم خصوصی در عین داشتن شفافیت (مثلا پروتوکل­های اثبات دانایی صفر در بلاکچین Zcash) هزینه­های پردازش اطلاعات را با افزایش بار محاسباتی در شبکه افزایش می­دهد.

مالی غیرمتمرکز با وجود عدم پاسخگویی و دخالت موجویت­های مرکزی، در صورت وقوع بحران و نیاز مبرم به اقداماتی چون بستن تراکنش­ها، رفع اشکالات و بازگردانی عملیات معمولی ممکن است به مشکلات جدی برخورد کند. این نیز یک محدودیت برای DeFi به شمار می­رود.

در نهایت دو محدودیت دیگر وجود دارد. یکی این که بسیاری از جنبه های کسب و کارها نمی­تواند به صورت عینی به صورت برنامه کامپیوتری نوشته شود و بر روی یک بلاکچین عمومی ثبت شود برای همین نمی­توانند به عنوان ورودی یک سیستم اعتماد توزیع شده باشند. همچنین با این که اتکا به قانون کد می­تواند یک مزیت به حساب آید و از تورش­های رفتاری، عدم اطمینان و هزینه­ های نهدای بکاهد، اما نمی­ تواند از دانش ضمنی انسان استفاده کند.

در مجموع اگر به درستی و کفایت به این محدودیت­ها پرداخته نشود، ارزش بالقوه DeFi مبتنی بر بلاکچین کاهش می­ یابد.

6.     جمع­ بندی

مالی غیرمتمرکز که در رأس بستر قرارداد هوشمند عمومی اتریوم قرار گرفته، هنوز یک بازار حاشیه­ای با ریسک­های مشخص است، اما با توجه ویژگی­هایی چون کارایی، شفافیت، قابلیت دسترسی و قابلیت تعامل، می­تواند در شکل­گیری یک اکوسیستم مالی شفاف، قدرتمند و جهانی نقش مهمی ایفا کند.

در قسمت بعد این سری از مقالات در زمینه DeFi، به بررسی جدیدترین خدمات مالی و برنامه­های غیرمتمرکز  خواهیم پرداخت.

[1]      “Decentralized Finance: 5 Things You Should Know About DeFi.” [Online]. Available: https://defiprime.com/decentralized-finance-5-things-you-should-know. [Accessed: 06-Jul-2020].

[2]      R. Botsman, Who Can You Trust?: How Technology Brought Us Together – and Why It Could Drive Us Apart. 2017.

[3]      S. Bose, G. Dong, and A. Simpson, “Decentralized Finance,” 2019.

[4]      “DeFi – The Decentralized Finance Leaderboard at DeFi Pulse.” [Online]. Available: https://defipulse.com/. [Accessed: 06-Jul-2020].

[5]      “A Beginner’s Guide to Decentralized Finance (DeFi) – The Coinbase Blog.” [Online]. Available: https://blog.coinbase.com/a-beginners-guide-to-decentralized-finance-defi-574c68ff43c4. [Accessed: 06-Jul-2020].

Image Source: 1

[1] DeFi

[2] FinTech

[3] Transaction Cost Economics

[4] Synthetic Assets

[5] Universal Market Access

[6] DeFi Dapps

[7] Open API

[8] Utility Token