چرا SegWit2x بی معناست؟

تعدادی از شرکت های بیتکوین و استخراج کنندگان آن توافق کرده اند حدودا تا سه ماه بعد از فعال سازی توافق سگویت، کد هاردفورک را برای افزایش و جمع آوری اطلاعات خارج از توافق سگویت، اجرا کنند. با توجه به نظر برخی از حامیان این پیشنهاد که با عنوان SegWit2x شناخته می شود، بعنوان تنها راه حل ممکن در مبحث مقیاس پذیری بیتکوین است.

تعدادی از شرکت های بیتکوین و استخراج کنندگان آن توافق کرده اند حدودا تا سه ماه بعد از فعال سازی توافق سگویت، کد هاردفورک را برای افزایش و جمع آوری اطلاعات خارج از توافق سگویت، اجرا کنند. با توجه به نظر برخی از حامیان این پیشنهاد که با عنوان SegWit2x  شناخته می شود، بعنوان تنها راه حل ممکن در مبحث مقیاس پذیری بیتکوین است.

با این حال، موافقت با شروع هارد فورک، بدون در نظر گرفتن واکنش گردانندگان آن، در برابر چنین تغییری با خطر همراه است.  اگر همکاری کاملی از طرف دارندگان بیتکوین برای هارد فورک نباشد، نتیجه آن تبدیل شدن بیتکوین به دو ارزرمزنگاری شده با شبکه های مجزا است که می تواند ( بسته به شدت این تجزیه)  باعث آشفتگی اذهان عمومی در مورد این نام تجاری گردد.

علاوه بر خطرات بالقوه در جدایی همیشگی جامعه بیتکوین ، SegWit2x ابزارهایی که برای بدست آوردن مزایای آتی می تواند در هارد فورک پیش رو مورد استفاده قرار گیرد را نیز در مورد” افزایش احتمال حل مشکل بدون نیاز به تقسیم شبکه” نادیده می گیرد.

شاید بیشترین نگرانی این باشد که SegWit2x، اهمیت و جایگاه بیتکوین را نیز به خطر می اندازد.

فراخوانی از سرمایه گذاران

در حالی که Medium، در خبر اصلی مربوط به توافقنامه نیویورک اعلام کرد که، امضاء کنندگان این توافق نامه ادعا می کنند حجم معاملات آنها بر روی شبکه ۱/۵  میلیارد دلار در ماه است ( بیش از نیمی از کل حجم نقل و انتقالات در ماه آوریل )، نظر عمومی دارندگان بیتکوین در مورد SegWit2x، هنوز نا مشخص است.  شرکت هایی که حجم بالایی از بیتکوین را نگهداری می کنند (مانند Digital Currency Group، Coinbase، Xapo و … ) نیز این توافق نامه را امضاء کرده اند، اما هنوز میبینیم که سرمایه گذاران، از شانس تعیین قیمت برای زنجیره هارد فورک شده برخوردار هستند.

این که این روز ها بخش هارد فورک SegWit2x، به محل نزاع تبدیل شده، به این معنی ست که احتمالا صرافی ها  هر دو زنجیره اصلی و زنجیره هارد فورک (که برای رفع محدودیت حجم بلاک، طولانی تر شده) را در لیست خود قرار می دهند.  شرکت هایی که مسئولیت نگهداری از بیتکوین اعضای خود را پذیرفته اند، حال می بایست به آنها اجازه برداشت هر دو را بدهند .

با اینکه ۸۰ درصد تولید کنندگان قدرت پردازش شبکه بیتکوین با اجرای کد SegWit2x موافقت کرده اند، ممکن است که سرمایه گذاران، شاخه هارد فورک نشده بیتکوین را ترجیح دهند. همچنین ممکن است که یکی از بازارهای آتی، این نکته را قبل از وقوع هارد فورک نشان دهند .

البته استخراج کنندگان می توانند اهمیتی به بازار ندهند و ریسک در معرض خطر قرار گرفتن را بپذیرند که به لحاظ تئوری مغایر با انگیزه های سیستم بیتکوین است.  اگر استخراج کنندگان شاخه ای را که اعضا ترجیح دهند را رها کنند ، ممکن است نیاز به تغییر در گواه اثبات کار (الگوریتم بیتکوین) باشد، که باعث از دست رفتن امید در بین استخراج کنندگان فعلی می شود.

یک همچنین سناریویی می تواند برای بیتکوین فاجعه باشد، پس بهتر است که با در نظر گرفتن مشوق و ایجاد انگیزه در استخراج کنندگان ( و سایر افرادی که در این سیستم هستند) از وقوع آن جلوگیری کرد. با این حال باید دید که چه پیش خواهد آمد.

اگر این شرکت ها بیتکوین را کنترل می کنند ، دیگر به بلاکچین عمومی نیازی نخواهد بود

نکته مهم در به وجود آمدن بیتکوین این بود که هر کسی بتواند روی پول خود بدون نیاز به شخص سوم، کنترل کاملی داشته باشد.  در بیتکوین شخض سومی وجود ندارد چون هیچ کس بر قوانین مجمع کنترلی ندارد.  اگر کسی بتواند قوانین مجمع بیتکوین را کنترل کند، آنگاه خود او شخص سومی خواهد شد که این سیستم، در مرحله اول برای دوری از آن طراحی شده است.

با توافقنامه نیویورک، امضاکنندگان تلویحا می گویند که قوانین بیتکوین را کنترل می کنند ( یا حداقل در مورد شاخه جدید بیتکوین که همه آنها بر اجرای آن توافق کرده اند)  در چنین شرایطی، نیاز به بلاکچین عمومی واضح نیست.  کاربران بطور موثر به این نهاد ها اعتماد می کنند، زیرا آنها می توانند قوانین را هر زمان که بخواهند با اعمال یک هارد فورک تغییر دهند.  اگر چنین سیستمی دیگر قابل اعتماد نباشد به راحتی هدف حملات قرار می گیرد و کدهای خود را به جای کدهای استخراج کنندگان وارد بلاک ها می کند.

با در نظر گرفتن این موضوع، احتمالا به جای تبدیل زنجیره اصلی بیتکوین به یک سیستم قابل اعتماد، اتصال زنجیره های کوچک از طریق راه اندازی یک “زنجیره جانبی متصل به زنجیره اصلی”، منطقی تر به نظر می رسد.  انجام این کار به زنجیره اصلی امکان می دهد که از ارزش اصلی بیتکوین به عنوان یک پول مستقل، محافظت کند، در حالی که زنجیره جانبی امکان پردازش تراکنش های خرد مورد نظر این شرکت ها را خواهد داشت.

امضاء کنندگان توافقنامه نیویورک می توانند از طریق کنترل قوانین مورد توافق و نشانه گذاری بلاک ها، مسئولین همان زنجیره جانبی باشند. به فرض اینکه کاربران بخواهند به این مراکز اطمینان کنند، اجرای این روند بسیار منطقی تر است. می توان با کنار گذاشتن بحث تمرکز زدایی و گواه اثبات کار، یک شبکه کارآمدتری از تراکنش را به وجود آورد.

در حقیقت این دستاورد مفروظ Blockstream به نام  Liquid sidechain برای اوایل سال آینده است.  برخی از افرادی که به نظر می رسید از حامیان طرح آتی زنجیره جانبی باشند، در تضادی عجیب از امضاء کنندگان توافق نیویورک بودند.

اگر برای SegWit2x  هدفی جز افزایش حجم بلاک ها در شبکه بیتکوین نباشد، انتخاب “زنجیره جانبی متصل” از سایر موارد بهتر است. خطر مجزا شدن زنجیره را ندارد، ظرفیت بلاک ها تا بیش از دو برابر اندازه پیشنهادی در هارد فورک SegWit2x،  قابل افزایش خواهد بود. همچنین می توان ویژگی های دیگری نظیر تراکنش های محرمانه و سرعت بیشتر در بلاک ها را، در آن پیاده سازی کرد.

از این منظر، SegWit2x  کاملا بی معنا است . در مورد وضعیتی که طی چند ماه آینده از توافق نیویورک حاصل می شود نمی توان مطمئن بود، اما واضح است که به ریسکش نمی ارزد.



دیدگاه هایی که در این مقاله ارائه شده اند، متعلق به نویسنده می باشند و لزوماً مربوط به Coiniran نمی باشد و نباید به آن نسبت داده شود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *