زراره سلیمی | 1397.09.20

ایجاد درک علم اقتصاد رمزنگاری؛ Cryptoeconomics چیست؟

Josh stark از اعضای آزمایشگاه های Ledger و Blockgeeks، در یک شرکتِ ساخت و ایجاد بلاک چین، در تورنتوی کانادا می باشد.
Stark، در بخش نظرسنجی CoinDesk، این گونه استدلال می کند که، اصطلاح “cryptoeconomics” یا علم اقتصاد رمزنگاری، به شکل وسیعی به اشتباه تفسیر و درک می شود؛ با اینکه این امر مفهومی کلیدی برای درک، تجزیه و تحلیل صنعت بلاک چین است.

چند ماه قبل، Parker Thompson، شناخته شده ترین فرد Silicon Valley VC، در توییتی مفهوم و نظریه رمزنگاری اقتصادی را امری احمقانه دانست و افزود این علم اقتصاد است، و ابداع این ترکیب و کلمه توسط شما، فقط دستاویزی برای حذف مفاهیمِ کاملا قابل درک می باشد.
اصطلاح “cryptoeconomics” موجب سردرگمی فراوانی میشود، و اغلب افراد بر نامفهوم بودن آن تاکید دارند. این کلمه خودش می تواند گمراه کننده باشد، زیرا نشان دهنده وجود یک نسخه موازی “رمزنگاری” در کل علم اقتصاد است. این امر اشتباه است و Parker، به درستی چنین تعبیری را مورد تمسخر قرارمی دهد.
به عبارت ساده، cryptoeconomics، استفاده از انگیزه ها و رمزنویسی، برای طراحی انواع جدید سیستم ها، برنامه ها، و شبکه ها می باشد. اقتصاد رمزنگاری، به شکلی خاص، پیرامون ساخت مصنوعات، و بیشتر در زمینه مکانیزم متداول در حیطه ریاضیات و نظریه اقتصاد قرار دارد.

ایجاد درک علم اقتصاد رمزنگاری؛ Cryptoeconomics چیست؟

making-sense-of-cryptoeconomics

 

Cryptoeconomics، زیر مجموعه ای از علم اقتصاد نیست، بلکه یک بسترِ کاربردی رمزنگاری است که انگیزه ها و نظریات اقتصادی را در برمی گیرد. Bitcoin، Ethereum، Zcash، و همه بلاک چین های عمومی دیگر، محصولاتی از همین اقتصاد رمزنگاری هستند.
Cryptoeconomics ، عامل جذابیت بلاک چین ها و باعث تفاوت آنها از سایر تکنولوژی ها می شود. در نتیجه ی اطلاعات ارائه شده در وایت پیپر Satoshi، متوجه شده ایم که از طریق ترکیب هوشمندانه رمز نویسی، نظریات شبکه، دانش کامپیوتری و انگیزه های اقتصادی، قادر به ساخت انواع جدیدی از فناوری ها هستیم. این سیستم های جدید Cryptoeconomics، قادر به انجام کارهایی می باشند که این شاخه ها و رشته ها، خودشان به تنهایی نمی توانند از پس انجام آن برآیند. تنها، بلاکچین ها محصولی کاربردی از این دانش نوین هستند.

هدف این مقاله، توضیح Cryptoeconomics با واژگان واضح و ساده است. ابتدا ما، بیت کوین را به عنوان مثالی در طرح Cryptoeconomics مورد بررسی قرار می دهیم. سپس، به بررسی چگونگی ارتباط کلی اقتصاد رمزنگاری با نظریه عمومی اقتصادی می پردازیم. و در نهایت، نگاهی به سه حوزه مختلفِ طراحی و تحقیق در اقتصاد رمزنگاری، که در این روز ها فعال هستند، خواهیم کرد.

1.  Cryptoeconomics، (علم اقتصاد رمزنگاری) چیست؟ بیت کوین؛ موردی برای بررسی و مطالعه

 

بیت کوین محصولی از cryptoeconomics است.
نوآوری بیت کوین این امکان را ایجاد می کند تا بسیاری از ارگان هایی که شناختی از یکدیگر ندارند، بتوانند در مورد وضعیت بلاک چینی بیت کوین، به شکل قابل اعتمادی به اجماع برسند. این امر با استفاده از ترکیبی از انگیزه های اقتصادی و ابزار های اولیه ترسیم کدهای رمزنگاری، محقق می شود.

طراحی بیت کوین، وابسته به جریمه ها و انگیزه های اقتصادی است. پاداش های اقتصادی، برای تقویت و پشتیبانی شبکه، جهت به کارگیری ماینرها مورد استفاده قرار می گیرد. 

دوم، هزینه های اقتصادی یا جریمه ها، بخشی از مدل امنیتی بیت کوین می باشد. مشهود ترین راه برای حمله به بلاک چین بیت کوین، به دست آوردن کنترل اکثریت قدرت هش شبکه خواهد بود، که به اصطلاح حمله 51 درصدی نامیده می شود. (حمله توسط گروهی از ماینرها، که کنترل بیش از 50 درصدِ ماینینگ و محاسبات شبکه را در اختیار می گیرند) که به مهاجم اجازه می دهد به راحتی معاملات را بازرسی و حذف، و حتی وضعیت گذشته بلاک چین را تغییر دهد.

اما به دست آوردن کنترل قدرت هش، با استفاده از سخت افزار و انرژی برق، امری هزینه بر می باشد. پروتکل بیت کوین، به صورت عمدی قادر به سخت کردن ماینینگ است. به این معنی که به دست آوردن کنترل بخشی بزرگ از شبکه، به قدری دشوار خواهد بود که منفعت و سود حاصل از حمله، بسیار گران و پر هزینه تمام خواهد شد.

از تاریخ 16 آگوست 2017، هزینه حمله توسط 51 درصدی ها، 1.88 میلیارد دلار سخت افزار و 3.4 میلیون دلارهزینه برق مصرفی در روز خواهد بود.

بدون وجود این انگیزه های اقتصادیِ به دقت تنظیم شده، بیت کوین کارآمد نخواهد بود. اگرهزینه های استخراج زیاد نباشد، حمله را برای 51 درصدی ها آسان خواهد کرد. اگر هیچ پاداشی برای ماینینگ وجود نداشت، هیچ صنعتی توسط مردم با خرید سخت افزار و پرداخت هزینه های انرژی برق، برای مشارکت در شبکه شکل نمی گرفت.

همچنین بیت کوین، وابسته به پروتکل های طراحی آن است. کلید عمومی و خصوصی طرح رمزنگاری، برای اطمینان بخشی به افراد در کنترل انحصاریِ بیت کوین خودشان، استفاده می شود. توابع هش، برای “اتصال و پیوند” هر بلاک، در بلاک چینِ بیت کوین، برای تثبیت وقایع و یکپارچگی و درستیِ داده های گذشته، مورد استفاده قرار می گیرد.

بیشتر بخوانید: وایت پیپر بیت کوین (نویسنده: ساتوشی ناکاماتو)

پروتکل های رمزنگاریِ این چنینی، ابزاری ضروری برای ساخت سیستم های قابل اعتماد و ایمن، مثل بیت کوین را در اختیارِ ما قرار می دهند. بدون وجود زیر ساختِ کلیدعمومی و خصوصی، ما نمی توانیم  به یک کاربر اطمینان دهیم که به صورت انحصاری بر بیت کوین خود کنترل دارد.

بدون چیزی مانند توابع هش نگاری، همگرایی، قادر به تضمینِ درستیِ تاریخچه معاملات بیت کوین، که در بلاک چینِ بیت کوین موجود است، نخواهد بود.

بدون دشواری پروتکل هایِ طراحی رمزنگاری، مثل توابع هش، یا طرح رمزنگاری کلید های عمومی و خصوصی، و بدون اعتماد به این که ثبت حساب های گذشته ما معتبر بوده، و به طور انحصاری توسط یک مالک قانونی و حقیقی کنترل می شده است، ما هیچ واحدِ امن حساب کاربری برای پرداختِ پاداش ماینرها در اختیار نداریم. بدون یک مجموعه از انگیزه های تحت قاعده و اصول معین برای به دست  آوردنِ کارمزد ماینرها، این واحد حساب کاربری فاقد ارزش بازار می باشد، زیرا اعتمادی مبنی بر این که سیستم با پا فشاری بتواند در آینده باقی بماند و فعالیت کند، وجود ندارد.

به این ترتیب، طراحی بیت کوین نیاز به درک هر دو طرح رمزنگاری، و چگونگی تاثیرگذاری انگیزه ها بر ویژگی های امنیتی و عملکرد سیستم های ساخته شده با طرح رمز نگاری، دارد.اکثر ما، به جای این که به مشکل طراحی یا مهندسیِ پول بیندیشیم، به این می پردازیم که ما نمی توانیم از طراحی انگیزه های اقتصادی، که یکی از اجزای ضروری یک تکنولوژیِ نوین می باشد، بهره مند شویم.

Cryptoeconomics، مستلزم فکر کردن ما، در مورد مشکلات و مسائل امنیت اطلاعات در شرایط اقتصادی می باشد.

یکی از رایج ترین اشتباهات در این صنعت، توسط کسانی صورت می گیرد که تنها از طریق موشکافی، علم کامپیوتر، و یا طرح رمزنگاری کاربردی، به بلاکچین ها نگاه می کنند. ما تمایل زیادی به اولویت بندی کردن چیزهایی که برای ما راحت تر هستند داریم، و به مواردی که خارج از حوزه تخصص ما هستند کمتراهمیت می دهیم.

این امر در تکنولوژیِ بلاک چین، باعث می شود بسیاری از مردم تصور، یا نقش حیاتیِ انگیزه های انتزاعیِ اقتصادی را کنار بگذارند. همین امر، دلیلی بر شنیدن عباراتی بی معنی، مثل “بلاک چین ها قابل اعتماد نیستند”، “بیت کوین توسط ریاضی پشتیبانی می شود”، و یا “بلاک چین ها تغییر ناپذیر هستند” می شود. همه این موارد به نحوی اشتباه می باشند، اما همه این ها تاثیر اساسی یک گروه بزرگ مردم، که ضرورت مشارکت از طریق حفظ انگیزه های اقتصادی در شبکه دارند را، ایجاد می کند.

سیستم های Cryptoeconomic، مانند بیت کوین، برای کسی که آنها را فقط به عنوان یک محصول علم کامپیوتر شناخته و در نظر گرفته است، مانند جادو، احساس می شود؛ زیرا بیت کوین قادر به انجام چیزی است که علم کامپیوتر به هیچ وجه به تنهایی توانایی انجام آن را ندارد. Cryptoeconomics، جادویی نیست، بلکه تنها، مربوط به شاخه ها و رشته های مختلف علمی می باشد.

2. به طور کلی، چطور و چگونه، با اقتصاد ارتباط دارد؟

اصطلاح cryptoeconomics، می تواند گمراه کننده باشد؛ زیرا آن را به طور کلی در مقایسه با اقتصاد نشان می دهد. این بخشی از چیزی است که مردم را مثل Parker، به سمت رد این اصطلاح هدایت می کند. اقتصاد، بررسی و یادگیری انتخاب است: این که، افراد و گروه ها چگونه به انگیزه های مردمی پاسخ می دهند. انسان ها تغییری نکرده اند، و اختراع تکنولوژی رمز ارز ها، و فناوری بلاک چین، نیازی به ارائه نظریه جدیدی در مورد حقِ انتخاب انسان ندارند. Cryptoeconomics، به کارگیریِ نظریه اقتصاد خرد و کلان در رمز ارز ها یا بازارهای توکن نیست.

طراحی مکانیزم Cryptoeconomics، بیشتر عرصه ای مرتبط با نظریه بازی مشترک است. در این نظریه، ما به یک تعامل استراتژیک داده ها نگاه می کنیم و سپس سعی می کنیم بهترین استراتژی برای هر بازیکن را درک نماییم. نتیجه احتمالی آن، در صورت پیروی هر دو بازیکن از این استراتژی ها، ممکن است به عنوان مثال: از تئوری بازی، در جهت نگاه کردن به مذاکره بین دو شرکت، روابط بین شرکت ها، و حتی زیست شناسی تکاملی استفاده شود.

طراحی مکانیزم، اغلب به عنوان نظریه بازی معکوس مطرح می شود، زیرا ما با نتیجه مطلوب شروع کرده، و سپس به عقب می رویم تا یک بازی را طراحی کنیم که اگر بازی کنان علاقه خود را درآن دنبال کنند، نتیجه مورد نظر ما را عاید خواهند کرد. به عنوان مثال: تصور کنید که ما مسئول طراحی قوانین یک حراج  یا مزایده هستیم. هدف این است که ما پیشنهاد دهیم، و سپس پیشنهاد دهندگان، به واقع ارزش واقعی مورد نظر خود در آن مورد را، ارائه کنند. برای رسیدن به این هدف، ما از نظریه اقتصادی برای طراحیِ حراج و مزایده، به عنوان یک بازی که در آن استراتژی غالب برای هر بازیکن، همواره پیشنهاد ارزش واقعی مورد نظر خودشان است بهره می بریم. یک راه حل برای این مشکل، حراجی Vickrey، می باشد؛ محلی که همه پیشنهادات مخفی بوده و برنده مزایده (به عنوان بازیکنی با بالاترین پیشنهاد)، تنها با بالاترین مبلغ پیشنهادی، پرداخت را انجام می دهد.

Cryptoeconomics، مانند طراحی سازه، بر طراحی و ایجاد سیستم متمرکز است. همانطور که در مثال حراج، ما از نظریه اقتصادی برای طراحیِ “قواعد”، یا مکانیزم هایی که نتیجه تعادلی ویژه ای را تولید می کنند، استفاده کردیم. مکانیزم های به کار گرفته شده برای ایجاد انگیزه های اقتصادی، با استفاده از طرح رمزنگاری و نرم افزارساخته شده اند، و سیستم های طراحی شده توسط ما تقریبا همواره توزیع شده، یا غیرمتمرکز هستند.

بیت کوین، محصول همین روش است. Satoshi، بیت کوین را، به دلیل دارا بودن خواص ویژه ای مثل داشتن توانایی برای رسیدن به توافق، در مورد وضعیت داخلی خود، و مقاومت در برابر سانسور، خواسته است. سپس Satoshi، با فرض این که مردم با روش های منطقی، به انگیزه های اقتصادی پاسخ خواهند داد، تصمیم به طراحی یک سیستم برای دستیابی به این ویژگی ها گرفت. اغلب cryptoeconomics، برای تضمین امنیت در یک سیستم توزیع شده مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، ما یک تضمین امنیتی cryptoeconomic داریم که با وجود آن، بلاک چینِ بیت کوین، در برابر حمله 51 درصدی ها ایمن خواهد بود، مگر اینکه کسی مایل به صرف هزینه چند میلیارد دلاری باشد. یا در یک کانال دولتی، موضوعی که در ادامه درباره آن بحث می کنیم، می توانیم یک تضمین امنیتی cryptoeconomic، بر پایه یک فرآیند off-chain که تقریبا به همان اندازه امن و نهایی به عنوان یک معامله on-chain می باشد را، در اختیار داشته باشیم.

شایان ذکر است که طراحی مکانیزم، یک علاج کار و نوش دارو نیست. محدودیتی وجود دارد که ما تنها می توانیم بر انگیزه هایی که برای رفتار قابل پیش بینی در آینده درون ما شکل می گیرد، تکیه کنیم. همانطور که Nick Szabo به درستی اشاره می کند، در نهایت ما در مورد وضعیت های ذهنی آینده افراد و پیش بینی های مربوط به نحوه واکنش، در ارتباط با انگیزه های خاص آنها، می اندیشیم. یک سیستم امنیت و تضمین cryptoeconomic، بخشی از توانایی و استحکام فرضیه هایش، به واکنش مردم  نسبت به انگیزه های اقتصادی وابسته است.

ایجاد درک علم اقتصاد رمزنگاری؛ Cryptoeconomics چیست؟

making-sense-of-cryptoeconomics

 

سه مثال برای cryptoeconomics

امروزه حداقل سه نوع سیستم مختلف که می توان آنها را “cryptoeconomic” نامید، طراحی شده و وجود دارند.

مثال اول: پروتکل های توافق عام

بلاک چین به عنوان محصولی از طراحی cryptoeconomic، قادر به رسیدن به توافق قابل اعتماد و بدون نیاز به تکیه بر یک بخش قابل اعتماد مرکزی می باشد. راه حل بیت کوین، که در بالا آن را مورد بررسی قرار دادیم، گواه اثبات کار می باشد؛ زیرا به منظور شرکت در شبکه و دریافت پاداش ماینینگ، ماینرها باید کار را به صورت سخت افزاری و با استفاده از انرژی برق انجام بدهند.

بهبود سیستم های گواه اثبات کار (PoW) و طراحی جایگزین آنها، یک حوزه فعالِ تحقیق و طراحی برای cryptoeconomic است. مکانیزم اجماعِ فرآیند تایید مبادلات اتریوم، شامل بسیاری از تغییرات و بهسازی طراحی اصلی، امکان بار گذاریِ سریع تر بلاک و مقاومت بیشتر در برابر ماینینگ متمرکز، که می تواند توسط ASIC ها حاصل شود، شده است.

در آینده نزدیک، اتریوم قصد دارد به پروتکل انطباق “proof-of-stake” به نام Casper، کوچ کند. این یک جایگزین برای (PoW) خواهد بود که به مفهوم معمول ماینینگ، نیازی به سخت افزار ویژه و تخصصی یا هزینه های زیاد مصرف برق ندارد. 

به یاد داشته باشید، مجموع نیاز ماینرها برای خرید سخت افزار وهزینه مصرف برق، در جهت تحمیل هزینه های به حد کافی بالا و گران، به عنوان راهی برای جلوگیری از تلاش حمله 51 درصدی ها می باشد. ایده پشت سیستم (PoS)، بهره گیری از سپرده های رمز ارز ها، برای ایجاد همان باز دارندگی به جای سرمایه گذاری در دنیای واقعی، مثل استفاده از سخت افزار و انرژی برق، می باشد.

به منظور استخراج در یک سیستم (PoS)، شما باید مقدار مشخصی از اتر را، به یک قرار داد هوشمند “متصل” کنید. درست مثل (PoW)، این امر باعث افزایش هزینه های حمله توسط 51 درصدی ها می شود. برای موفقیت در حمله، مهاجم  متعهد به اختصاص مقدارزیادی اتر به شبکه است که در صورت حمله، همه آنها را برای همیشه از دست خواهد داد. 

Casper، توسط Vlad Zamfir، Vitalin Buterin، و سایر افراد، در بنیاد اتریوم طراحی شده است. شما می توانید برای مطالعه و آشنایی بیشتر در مورد تاریخچه طراحی Casper، به پست های Zamfir، یا حرف های او در پادکست مراجعه کنید. Buterin، در اینجا یک پست طولانی در باره فلسفه طراحی Casper نوشته است، و این یک توضیح جامع و مفصل (FAQ)، کاربردی و مفید، در مورد GitHub wiki (بخش حفظ و ذخیره اسناد و مدارک افراد) اتریوم می باشد.

مثال دوم: طراحی برنامه Cryptoeconomic

پس از حل مسئله بنیادین بلاک چین، ما قادر به ساخت برنامه هایی خواهیم بود که بررویِ بلاک چینی مثل اتروم قرارمی گیرند. بلاک چین اصولی این دو وجه را در اختیار ما قرار می دهد: (1) یک واحد سنجش که می تواند برای ایجاد انگیزه ها و جریمه ها استفاده شود، و (2)، یک مجموعه ابزار که به ما با منطق مشروط، امکان طراحی شکل “کدِ قرارداد های هوشمند” را خواهد داد. برنامه های ساخته شده توسط این ابزار نیز، می توانند محصول طراحی cryptoeconomic باشند.

برای مثال، بازار پیش بینی Augur به منظور عملکرد و کارکرد خود، نیاز به مکانیزم های cryotoeconomic دارد. Augur، با استفاده از توکن های محلی (بومی) خود، برای کاربران یک سیستم انگیزشی پرداخت پاداش در جهت ارائه گزارش “حقیقت” برنامه، که برای حل و فصل شرط بندی در بازار پیش بینی استفاده می شود، ایجاد می کند. این نوآوری و ابداع است که امکان پیش بینی بازار غیر متمرکز را فراهم می کند. یک بازار پیش بینی دیگر به نام  Gnosis از روشی مشابه استفاده می کند، اما کاربران را قادر می سازد ساز و کار های دیگر برای تعیین نتایج واقعی، که معمولا “oracles” نامیده می شود را نیز، مشخص کنند.

Cryptoeconomics، برای طراحی فروش توکن، و نیز ICO ها مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، Gnosis به عنوان مدلی برای حراج توکن های خود از یک “حراجی هلندی” استفاده کرد. براساس این نظریه، این امر منجر به توزیع مناسبی خواهد شد. ما قبلا اشاره کردیم یک حوزه که در آن طراحی مکانیزم مورد استفاده قرار گرفته است، طراحی مزایده و حراجی می باشد؛ فروش توکن ها، فرصت جدیدی برای اعمال بخشی از آن نظریه را در اختیار ما قرار می دهد.

این ها، یک نوع متفاوت از مشکل نسبت به ایجاد پروتکل اجماع و توافق اساسی هستند. اما آنها به اندازه کافی دارای شباهت های مشترکی هستند که هر دو را قادر می سازد که نسبتا منصفانه به عنوان cryptoeconomic شناخته شوند. ساختن این برنامه ها نیازمند درک چگونگی شکل دادن به انگیزه های کاربران می باشد. رفتار و طراحی دقیق مکانیزم های اقتصادی است که می تواند به طور قابل اعتماد، نتیجه خاص و ویژه ای را ایجاد کند. همچنین آنها، نیاز به درک قابلیت ها و محدودیت های اساسی بلاک چین، که در نرم افزار های آن ساخته می شود، دارند.

مثال سوم: کانال های دولتی

  همچنین Cryptoeconomics  شامل کاربرد طراحی مجموعه های بسیار کوچکتر تعاملات، بین اشخاص است که مهمترین آنها کانال های دولتی هستند. کانال ها یک برنامه نیستند، اما یک روش ارزشمند با قابلیت استفاده توسط اکثر برنامه های بلاکچین برای ایجاد کارایی بیشتر می باشد.

یک محدودیت اساسی برای برنامه های بلاک چین، پر هزینه و گران بودن آنها است. ارسال تراکنش ها نیازمند هزینه بوده، و استفاده از اتریوم نسبت به سایر انواع محاسبات برای اجرای قرارداد های هوشمند، نسبتا گران و پرهزینه می باشد. ایده کانال های دولتی این است، در حالی که ما با استفاده از طراحی cryptoeconomic همچنان دارای قابلیت مشخصه امنیت و اعتماد بلاک چین هستیم. ما قادر به سوق دادن بسیاری از فرآیند های  off-chainدر جهت کارآمد تر کردن آن می باشیم.

تصور کنید Alice و Bob قصد دارند تراکنش شمار زیادی از پرداخت های کوچک را از طریق ارز های دیجیتالی انجام دهند. روش طبیعی و معمولِ انجام این کار برای آنها، ارسال تراکنش به بلاک چین می باشد. این روشی ناکارآمد است؛ زیرا نیاز به پرداخت هزینه های تراکنش و انتظار برای تایید توسط بلاک های جدید می باشد.

به جای آن تصور کنید، بدون حضور Alice و Bob تراکنش های امضا شده توسط آنها می تواند به بلاک چین ارسال شود. هیچ هزینه ای وجود ندارد، چرا که در حال حاضر و عملا هیچ چیزی به بلاک چین ضربه و آسیبی وارد نمی کند.   

هنگامی که Alice و Bob تراکنش های پرداخت های خرد را به پایان رساندند، با ارسال وضعیت نهایی (یعنی جدید ترین معامله امضا شده) به بلاک چین، کانال را می بندند و فقط یک هزینه تراکنش را برای تعداد نامحدود معاملاتِ بین خود پرداخت می کنند. هر دوی آنها، یعنی Alice و Bob می توانند به این فرآیند اعتماد کنند، زیرا می دانند هربار به روز رسانی بین آنها می تواند به بلاک چین ارسال شود. اگر کانال به درستی طراحی شده باشد، هیچ راهی برای تقلب وجود نخواهد داشت. از آنجا که مراجعه به بلاک چین همواره در دسترس می باشد، تلاش برای ارائه ی یک به روز رسانی قبلی به عنوان آخرین به روزرسانی امکان پذیر است.

به منظور روشنگری، شما می توانید به این امر تحت عنوان چگونه ارتباط برقرار کردن با سایر منابع قابل اعتماد، مانند یک سیستم حقوقی، فکر کنید. زمانی که دو طرف، یک قرارداد را امضا می کنند هرگز نباید این قرار داد را برای درخواست تفسیر و اجرای آن توسط قاضی، به دادگاه ارسال کنند. اگر قرارداد به درستی طراحی شده باشد، هر دو طرف به سادگی به آنچه که متعهد شده اند، پایبند می مانند و هرگز با دادگاه ارتباط برقرار نمی کنند. واقعیت این است که هر یک از طرفین می تواند به دادگاه برود. ملزم به اجرای مفاد قرار داد شدن، به اندازه کافی برای ایجاد قرار داد، سودمند و مفید است.

این روش، صرفا برای پرداخت ها مفید نیست، اما از این رو استفاده از اصطلاح عمومی تر “کانال دولتی” به جای “کانال پرداخت”، برای هر به روزرسانیِ وضعیت برنامه اتریوم صحیح تر می باشد. ما می توانیم به جای ارسال پرداخت ها به پس و پیش، به روز رسانی یک قرارداد هوشمند را به پس و پیش ارسال کنیم. ما حتی می توانیم در صورت نیاز، تمام قرارداد های هوشمند اتریوم که برای اجرا به بلاک چین فرستاده خواهند شد را ارسال کنیم. این برنامه ها برای مفید بودن، هرگز نباید به صورت قانونی شده، اجرا بشوند. همه ملزومات مورد نیاز برای خاتمه دادن به آن، یک تضمین کافی و قوی، آن هم در صورت نیاز، می باشد.

 

بیشتر بدانیم: گاه شمار بیت کوین

 

در آینده، بیشترِ برنامه های بلاک چین، از برخی کانال های دولتی استفاده خواهند کرد. تقریبا همیشه این یک بهسازی دشوار بوده که نیاز به عملیات  کمتری در on-chain دارد. بسیاری از مواردی که امروز به صورت on-chain صورت می پذیرد، در حالی که همچنان فقط یک تضمین قوی و به اندازه کافی معتبر باشد، می تواند به کانال های دولتی منتقل بشود.

توضیح بالا، در مورد بسیاری از جزئیات و تفاوت های ظریف، درباره نحوه عملکرد کانال های دولتی کنکاش می کند. برای توضیح دقیق تر، در تابستان گذشته آزمایشگاه های Ledger تابلو هایی را ساخته اند که نشان دهنده مفاهیم اصلی می باشند.

نتیجه

فکر کردن در مورد فضای ایجاد شده برای بلاک چین از زاویه نگاه cryptoeconomics مفید و کاربردی است. درک این ایده، برای توضیح بسیاری از بحث ها و مشاجرات در این صنعت، کمک کننده است.

به عنوان مثال: بلاک چین های “مجاز به ویرایش شدن”، که از (PoW) استفاده نمی کنند و به صورت مرکزی اداره می شوند، از زمان اولین عرضه مورد مناقشه بسیار جدی قرار گرفته اند. این حوزه فعالیت، اغلب به عنوان ” تکنولوژی پایگاه داده ها” نامیده می شود و تمرکز آن بر موارد استفاده مالی و سازمانی می باشد. بسیاری از طرفداران متعصب تکنولوژی بلاک چین، آنها را نمی پسندند. ممکن است آنها به صورت تحت الفظی، معنا و مفهوم بلاکچین را دارا باشند، اما به نظر چیزی درآنها اشتباه است. به نظر می رسد آنها امری را که بسیاری به عنوان مقصود اصلی تکنولوژی بلاک چین، در توانایی ایجاد توافق، بدون تکیه بر یک طرف مرکزی یا سیستم های مالی سنتی می بینند، رد می کنند.

راه روشن کردن تمایز و تفاوتِ میان این بلاک چین ها این است که بدانیم آنها محصولاتِ cryptoeconomics و بلاک چین ها نیستند. بلاکچین هایی که توزیع داده های ساده هستند و به طراحی cryptoeconomic برای ایجاد  اجماع و توافق عام، یا برابر کردن انگیزه ها متکی نمی باشند، ممکن است برای برخی از برنامه ها مفید و کاربردی واقع گردند. اما آنها متمایز از بلاک چین هایی مثل بیت کوین و اتریوم هستند، که هدف آنها استفاده از طرح رمز نگاری و انگیزه های اقتصادی، برای ایجاد توافقی که در گذشته نمی توانست صورت بپذیرد، می باشند. این ها دو تکنولوژی متفاوت هستند و روش واضح تر برای نشان دادن تمایز میان آنها، این است که آنها محصولاتی از cryptoeconomics هستند یا خیر.

دوم اینکه، ما باید انتظار داشته باشیم پروتکل های توافق عام cryptoeconomic، که به یک زنجیره خطی بلاک چین متکی نیستند، وجود داشته باشند. بدیهی است چنین تکنولوژی، چیزی مشابه و مشترک با تکنولوژی ای که امروز آن را بلاک چین می نامیم، دارد. اما مرتبط و وصل کردن آنها به بلاک چین، نادرست و اشتباه است. بازهم، مفهوم سازماندهی مناسب این است که آیا چنین پروتکلی، محصول cryptoeconomics و یا یک محصولِ بلاکچین است؟

همچنین، شور و شوق ICO ها توجه زیادی را بر روی این وجه تمایز متمرکز کرده است؛ با این که تعداد کمی آن را به روشنی بیان کرده اند. بسیاری از مردم به صورت مستقل به این نتیجه رسیده اند که یکی از نشانه های ارزش توکن، این است که  توکن، یک بخش ضروری برنامه که به شبکه متصل می شود، می باشد. برای قرار دادن این مورد در شرایط واضح، سوال باید این باشد: آیا توکن، بخشی از یک مکانیزم ضروری cryptoeconomic، در برنامه کاربردی است؟ درک طراحی مکانیزم ارائه یک پروژه ICO، یک ابزار ضروری برای تعیین سودمندی توکن و ارزش احتمالی آن می باشد.

در سال های گذشته، ما از تفکر در مورد این زمینه جدید، صرفا از طریق نگاه به برنامه (بیت کوین) گذر کردیم وبه تفکر در مورد یک تکنولوژیِ اصولی و زیر بنایی، به نام بلاک چین رسیدیم. آنچه اکنون باید اتفاق بیفتد، این است که یک بار دیگر به عقب برگردیم و به این صنعت، از لحاظ یک رویکرد واحد برای حل مشکلات توسط cryptoeconomics، نگاه کنیم.



توجه!
استفاده از مطالب سایت کوین ایران در رسانه های دیگر تنها با ذکر منبع مجاز است.