ساناز موسوی | 1397.10.08

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

برای مطالعه ی قسمت اول به این لینک مراجعه فرمایید.  در مقاله اول به علل نیاز ما به علم اقتصاد رمزنگاری و فواید استفاده از آن و انواع مدل های امنیتی پرداخته ایم. برای مطالعه ی قسمت دوم نیز به این لینک مراجعه فرمایید. در مقاله ی دوم  به بحث فنی رمزنگاری و کاربرد آن در سیستم اقتصادی پرداخته ایم. در مقاله فعلی مبانی اقتصادی مورد نیاز برای درک علم اقتصاد رمزنگاری را بررسی می کنیم و به انگیزه ها، مجازات ها و نحوه ی کارکرد آنها در اقتصاد می پردازیم.

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3/ Source

اقتصاد

همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، چیزی که بلاک چین را از سایر سیستم های همتا به همتای غیر متمرکز متمایز می کند، انگیزه های مالی و اقتصادی برای انجام کارهاست. مشابه هر سیستم اقتصادی مستحکم دیگری، برای اینکه مردم کارشان را به خوبی انجام دهند باید انگیزه ها و جوایزی برای آنها در نظر گرفته شود. همچنین، سیستم مجازات برای استخراج کنندگان برای جلوگیری از انجام کار های غیر اخلاقی باید در نظر گرفته شود. در ادامه، به بررسی این نکات پایه ای در بلاک چین می پردازیم.

دو مجموعه انگیزه در بلاک چین وجود دارد:

مجموعه انگیزه ۱:

  • توکن ها: بازیگرانی که فعالانه در بلاک چین مشارکت و کمک می کنند و رمز ارز ها حاصل تلاش آنهاست.
  • امتیازات: بازیگرانی که تصمیم سازی می کنند و در برابر آن حق دریافت جایزه دارند. برای مثال، استخراج کنندگانی که یک بلاک جدید استخراج می کنند و بلاک های موقت را می نویسند و تصمیم می گیرند که کدام تراکنش ها ثبت شوند. آنها کارمزد تراکنش هایی را صاحب می شوند که در بلاک خود ثبت کرده اند.

مجموعه انگیزه ۲:

  • جوایز: مشارکت کنندگان خوب، جوایز مادی یا مسئولیت تصمیم سازی در قبال انجام مناسب کارها دریافت می کنند.
  • مجازات ها: مشارکت کنندگان بد باید جریمه نقدی پرداخت کنند یا به خاطر رفتار بدشان اختیارات را واگذار کنند.

رمز ارز ها چطور ارزش گذاری می شوند؟

رمز ارز ها ارزشمندند به همان دلیل که پول (در معنای عام) ارزشمند است. وقتی مردم به کالایی اعتماد کرده و برای آن ارزش قائل می شوند، آن کالا حکم پول را پیدا می کند. وقتی کالایی ارزش پیدا می کند، نوسان ارزش آن از الگوی قدیمیِ عرضه و تقاضا در اقتصاد پیروی می کند.

عرضه و تقاضا چیست؟

تصویر بالا نمودار عرضه و تقاضا را که یکی از رایج ترین مفاهیم اقتصاد است، نشان می دهد. همانطور که می بینید، تقاضا و عرضه ی کالا ها معمولا رابطه ی عکس دارند. نقطه برخورد نمودار عرضه و تقاضا نقطه ی تعادل نامیده می شود و نقطه ی بهینه عرضه و تقاضا را برای عرضه کنندگان و مصرف کنندگان بصورت همزمان نشان می دهد. اجازه دهید از این منطق برای رمز ارز ها استفاده کنیم. اینجا تنها روی بیت کوین بحث می شود.

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3

همانطور که می دانید بیت کوین ۲۱ میلیون کوین عرضه خواهد کرد و این تمام سرمایه بازار بیت کوین است. از آنجایی که عرضه ی کل ثابت است، قوانین باید طوری تنظیم شوند که مطمئن باشیم استخراج به تدریج سخت تر خواهد شد. در غیر اینصورت، ماینر ها به سرعت بیت کوین های باقیمانده را استخراج و به بازار عرضه خواهند کرد که با توجه به نمودار عرضه و تقاضا قیمت آن کاهش خواهد یافت.

پس با دنبال کردن گزینه های زیر می توانیم مطمئن شویم که استخراج کنندگان نمی توانند تمام بیت کوین ها را یکباره به بازار عرضه کنند:

  • بلاک جدید تنها در بازه ی ده دقیقه ای به زنجیره اضافه شود و استخراج آن 25 بیت کوین جایزه داشته باشد. زمان ده دقیقه ای بدون تغییر می ماند تا مطمئن شویم که استخراج کنندگان بدون رعایت مقررات، به زنجیره بلاک اضافه نکنند.
  • سطح سختی در پروتکل بیت کوین مستمرا افزایش می یابد. یعنی، در طول پروسه ی استخراج، هش بلوک بعد از اضافه شدن nonce باید از یک عدد خاص کمتر بشود. این عدد را «سطح سختی» گویند و معمولا با چندین صفر شروع می شود. همچنان که سطح سختی شبکه افزایش می یابد، به تعداد صفر ها نیز افزوده می شود.

با این دو فاکتور و این حقیقت که استخراج فرایندی بسیار خاص است، کل سرمایه گذاران می توانند اطمینان حاصل کنند که میزان عرضه بیت کوین به بازار تحت کنترل می ماند. تمام رمز ارز هایی که از اثبات کار استفاده می کنند نیز، چنین هستند.

تقاضای رمز ارز ها به عوامل بسیاری وابسته است، از جمله:

  • گذشته رمز ارز چیست؟
  • اخیرا هک شده است؟
  • چه نتایجی به دست آورده است؟
  • چه تیمی آن را توسعه می دهند؟
  • پتانسیل رشد دارد؟
  • چقدر طرفدار متعصب دارد؟
  • و…

تمام این فاکتور ها می توانند یک کوین را داغ کنند و تقاضا و به تبع آن قیمت را برای یک کوین بالا ببرند.

ساختار بازار

 

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3/ Source

سازمان دهی و ویژگی های اساسی بازار را ساختار بازار می نامند. نوع ساختار بازار به عوامل بسیاری همچون تعداد تولید کننده ها، نحوه کنترل قیمت و موانع ورود به بازار، بستگی دارد. بطور کلی بازار ها به چهار ساختار کلی تقسیم بندی می شوند:

  • رقابت کامل (Perfect Competition): بازاریست که ورود برای هرکسی آسان است و فروشنده ها قدرت قیمت گذاری روی محصولات را ندارند.
  • رقابت انحصاری (Monopolistic Competition): بازاری که تعداد زیادی فروشنده ی یک نوع محصول خاص و تعداد زیادی خریدار وجود دارند و فروشندگان از طریق ایجاد تمایز در محصولات خود، مانند تغییر بسته بندی، ارتقای کیفیت و … به رقابت می‌پردازند.
  • انحصار چند جانبه (Oligopoly): در این حالت، تعداد کمی فروشنده و تعداد زیادی خریدار وجود دارد.
  • انحصار کامل (Monopoly): بازاریست که فقط یک فروشنده و تعداد زیادی خریدار در بازار وجود داشته باشد.

زمانی که به عنوان تولید کننده، اختیار تغییر قیمت را نداریم چگونه می توانیم رقابت کنیم؟ این کار با «رقابت بدون قیمت» انجام می شود؛ بدین صورت که با تغییر ظاهر و سبک محصولات و ارائه تجربه یکتا، محصول را متمایز می کنند. تبلیغات قابل تشخیص ترین شکل رقابت بدون قیمت است.

تبلیغات یکی از موثر ترین روش ها برای نشان دادن کیفیت منحصر به فرد محصولات شماست. اما، باز هم مشکلی وجود دارد؛ چه تعداد از تبلیغاتی که می بینید واقعا متقاعد کننده است؟ همه ی ما در طول روز با تبلیغات بسیاری بمباران می شویم اما واقعا چندتای آنان را بخاطر داریم؟ اگر تولید کننده ای در بازارِ انحصار چندجانبه باشید و کورکورانه تبلیغات کنید، پول زیادی را باید خرج کنید.

بنابراین، برای جبران این هزینه ها باید مدام قیمت محصولاتتان را افزایش دهید و اگر چنین کنید، با توجه به نمودار عرضه و تقاضا، مشتریان شما به سمت رقبایتان که قیمت پایین تری دارند جذب می شوند. پس چه کاری باید انجام داد؟ چطور می توان محصولات را تبلیغ کرد بدون اینکه مشتریان را از دست بدهید؟ در واقع، شما باید بر مبنای تصمیماتِ رقبایتان تصمیم بگیرید. برای این کار از نظریه بازی ها استفاده می شود.

نظریه بازی ها چیست؟

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3

اصولا، نظریه بازی ها روی چگونگی انجام تصمیم های استراتژیک مطالعه می کند؛ تصمیمی که با توجه به تصمیم رقبا برای شما مناسب تر است. این نظریه به مطالعه رشد شرکت ها در بازار انحصار چند جانبه می پردازد.

نظریه بازی ها سه جزء دارد:

  • بازیکن ها: تصمیم گیرندگان هستند. برای مثال، مدیران شرکت ها.
  • استراتژی ها: تصمیماتی که می خواهند برای آینده ی شرکت شان بگیرند.
  • بازده: نتیجه ی استراتژی ها.

در نظریه بازی، دو نوع بازی وجود دارد:

  • بازی جمع صفر: بازی ای که سود یک بازیکن موجب ضرر بازیکن دیگر می شود.
  • بازی جمع غیر صفر: بازی ای که برد یک بازیکن موجب ضرر بازیکن دیگر نمی شود.

خب، نظریه ی بازی ها چطور کار می کند؟ اجازه بدهید به این بحث برگردیم که آیا یک شرکت باید جنبه ی خاصی از محصولش را تبلیغ کند یا نه. فرض کنید دو شرکت A و B داریم.

شرکت

B ماتریس بازدهی

تبلیغ نکند

تبلیغ کند

(5.1)

(4.3)

تبلیغ کند

شرکت A

(3.2)

(2.5)

تبلیغ نکند

 

جدولی که مشاهده می کنید «ماتریس بازدهی» نامیده می شود و بدین صورت خوانده می شود:

  • اگر شرکت A و B هر دو تبلیغ کنند، بازدهی هر یک به ترتیب 4 و 3 خواهد بود.
  • اگر شرکت A تبلیغ نکند و شرکت B تبلغ کند، بازدهی به ترتیب ۲ و ۵ خواهد بود.
  • اگر شرکت A تبلیغ کند و شرکت B تبلیغ نکند، بازدهی به ترتیب ۵ و ۱ خواهد بود.
  • اگر هیچ کدام تبلیغ نکنند، بازدهی A عدد ۳ و بازدهی شرکت B عدد ۲ خواهد بود.

بدین ترتیب شرکت های A و B باید چه تصمیمی بگیرند که بیشترین سود را کسب کنند؟ برای حل این مساله باید نگاهی به سناریو های این شرکت ها بیندازیم. ابتدا با شرکت B شروع می کنیم.

  • حالت اول: اگر شرکت A تبلیغ کند، شرکت B در صورت تبلیغ، بازده 3 و در صورت عدم تبلیغ، بازده 1 را کسب خواهد کرد. پس در این حالت بهترین تصمیم، تبلیغ کردن است.
  • حالت دوم: اگر شرکت A تبلیغ نکند، شرکت B در صورت تبلیغ، بازده ۵ و در صورت عدم تبلیغ، بازده ۲ را کسب خواهد کرد. پس در این حالت بهترین تصمیم، تبلیغ کردن است.
  • نتیجه: بدون توجه به تصمیم شرکت A، شرکت B باید تبلیغ کند.

حال موقعیت شرکت A را بررسی می کنیم.

  • حالت اول: اگر شرکت B تبلیغ کند، شرکت A در صورت تبلیغ، بازده ۴ و در صورت عدم تبلیغ، بازده ۲ را کسب خواهد کرد. پس در این حالت بهترین تصمیم، تبلیغ کردن است.
  • حالت دوم: اگر شرکت B تبلیغ نکند، شرکت A در صورت تبلیغ، بازده ۵ و در صورت عدم تبلیغ، بازده ۳ را کسب خواهد کرد. پس در این حالت نیز بهترین تصمیم، تبلیغ کردن است.
  • نتیجه گیری: بدون توجه به تصمیم شرکت B، بهترین استراتژی برای شرکت A تبلیغ کردن است.

پس، در این مثال، برای هر دو شرکت بهتر خواهد بود که تبلیغ کنند. یعنی، استراتژی غالب هر دو شرکت، تبلیغ کردن است. استراتژی غالب، بهترین روش عملکرد برای یک بازیکن بدون توجه به بازیکن حریف است. در این مثال تعادل نش (4.3) بود.

تعادل نش چیست؟

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3/ Source

تعادل نش راه حلی از بازیست که هر بازیکن استراتژی بهینه ی خود را با توجه به استراتژی دیگر بازیکنان طوری انتخاب کند که امکان سود بیشتر برای هیچ بازیکنی با تغییر استراتژی وجود نداشته باشد. تعادل نش در همگن سازی سیستم های کامپیوتری غیر متمرکز مشابه بلاک چین کاربرد دارد. در حقیقت، بلاک چین «غیر قابل تقلب» است چرا که پروتکل بر مبنای تعادل نش ساخته شده است. در این مورد بعدا بیشتر بحث خواهیم کرد، اکنون نگاهی مفهومی به تعادل نش در یکی از مشهور ترین بازی ها می اندازیم.

معمای زندانی

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3

فرض کنید Rob و Ben بخاطر سرقت از بانک دستگیر شده اند. پلیس از آنها بازجویی می کند و گزاره های زیر را به آنها پیشنهاد می دهد:

  • گزاره ۱: اگر هیچکدام اعتراف نکنید، هر دو چهار سال زندانی خواهید شد.
  • گزاره ۲: اگر یکی از شما اعتراف کند و دیگری اعتراف نکند، فردی که اعتراف کرده آزاد می شود و فرد دیگر ۷ سال به زندان می افتد.
  • گزاره ۳: اگر هر دوی شما اعتراف کنید، هر کدام ۲ سال به زندان می افتید.

بنابراین، ماتریس بازدهی آن بصورت زیر خواهد بود:

Rob اعتراف نکند

Rob اعتراف کند

(0.7)

(4.4)

Ben اعتراف کند

(2.2)

(7.0)

Ben اعتراف نکند

 

خب حال به تحلیل اوضاع می پردازیم. بدیهی است که Rob و Ben تحت محافظت هستند و یکدیگر را نمی بینند. اگر هر دو اعتراف کنند هر دو ۴ سال زندانی می شوند. این وضعیت بسیار بسیار ناپایدار است زیرا برای هر دوی آنها موقعیت های بهتری وجود دارد و اگر هر یک دیگری را لو دهد می تواند آزاد شود. بنابراین، برخلاف آنچه تصور می کنیم، تعادل نش جایی اتفاق می افتد که هیچکدام اعتراف نکنند. این جاییست که Rob و Ben برای رسیدن به جواب بهینه باید استراتژی طرف مقابل را نیز در ذهن داشته باشند.

اما، مشکلی وجود دارد. اگر جواب بهینه سناریویی باشد که پیامد منفی برای جامعه به بار آورد چه؟ سناریویی را فرض کنید که Rob و Ben در حال برنامه ریزی برای سرقت از بانک هستند.فرض کنید ماتریس بازدهی بصورت زیر باشد:

Rob دزدی کند

Rob دزدی نکند

(0.6)

(3.3)

Ben دزدی نکند

(7.7)

(6.0)

Ben دزدی کند

 

همانطورکه مشاهده می کنید، بهترین سناریو دزدی هر دو نفر است. ممکن است این سناریو برای این دو نفر بهینه باشد اما برای جامعه مطلوب نیست. اینجاست که ایده مجازات به میان می آید.

مجازات چیست؟

جهان لزوما جای خوب و عادلانه ای نیست. اگر مردم بطور کلی کنترل نشوند احتمالا بسیار فاسد خواهند شد. در جهان واقعی، مردم بطور کلی فرصت های زیادی برای ایجاد فساد بدون در نظر گرفتن جامعه دارند. بنابراین، چاره ی کار استفاده از استراتژی مجازات است.

در مثال بالا، فرض کنید استراتژی مجازات بصورت زیر باشد:

هر -0.5 عبور از هنجار های اجتماعی، -7 مجازات در پی خواهد داشت.

به عبارت دیگر، ناهنجاری اجتماعی که به اندازه ی نیم واحد روی جامعه اثر منفی می گذارد، هفت واحد جریمه برای فرد در بر خواهد داشت. ممکن است فکر کنید چرا جامعه چنین کاری انجام می دهد؟ جامعه، پول و زمان از دست می دهد و از طرف دیگر مجرم مجازات وحشتناکی دریافت می کند. واقعیت این است که ما به عنوان جامعه، روزانه با چنین مسایلی دست و پنجه نرم می کنیم. فاکتور مجازات، فعالیت های بد را کاهش می دهد و ماتریس بازدهی را بصورت زیر تغییر می دهد:

Rob دزدی کند

Rob دزدی نکند

(1-.0)

(3.3)

Ben دزدی نکند

(0.0)

(1.0-)

Ben دزدی کند

 

می بینیم که بازده فعالیت بد چطور ۷ واحد کاهش یافت. همانطور که مشاهده می کنید، اضافه کردن یک فاکتور مجازات به تعادل نش می تواند سناریو های بد برای جامعه را به سناریو های خوب تبدیل کند. پس از این تغییر، Ben و Rob بخاطر مجازات و عواقب دزدی از بانک، اینکار را انجام نمی دهند.

خب، به سوال قبل بر می گردیم؛ چه چیزی به جامعه انگیزه ی مجازات می دهد؟ چرا جامعه آگاهانه منابعش را از بین می برد؟ به این سوال اینطور پاسخ داده می شود که بدون مجازات جامعه دچار هرج و مرج می شود.

در جامعه مدنی چطور چنین چیزی کاربرد دارد؟ به پلیسی فکر کنید که از مالیات مردم حقوق می گیرد. در این حالت، ما نیرویی ویژه برای اعمال مجازات در جامعه داریم که از طریق مالیات تامین مالی می شود. اگر مالیات پرداخت نکنید، شما هم مجازات می شوید.

یکی دیگر از مثال های جالبِ «مجازات کردن بدون مجازات»، تبعید اجتماعی است. جامعه ای را تصور کنید که شخصی به نام Max جرمی مرتکب می گردد. وی به سرعت از جامعه طرد می شود. در این سناریو هر فرد جامعه یک مجازات کننده است. حال فرض کنید عده ی دیگری با Max دست به یکی می کنند و یک انجمن بد می سازند و به نوبه خود، متقابلا جامعه را طرد می کنند. نمی خواهیم نتیجه بگیریم که این مفاهیم علت زنده بودن ما در حال حاضر است.

مفاهیم تعادل نش و مجازات، کاربرد بسیاری در بلاک چین و صادق نگه داشتن استخراج کنندگان ایفا می کند که کمی بعد تر به توضیح آن خواهیم پرداخت. پیش از آن به بررسی بیشتر برخی مدل های پایه ای در نظریه بازی ها می پردازیم.

نقطه ی Schelling (کانونی)

اقتصاددان برجسته Thomas Schelling، به همراه گروهی از دانشجویان یک آزمایش انجام دادند و یک سوال ساده پرسیدند: «فردا با یک غریبه در نیویورک دیدار می کنید. کی و کجا این ملاقات انجام می شود؟» بیشترین پاسخ ها چنین بود: «ظهر در Grand Central Terminus». این انتخاب به این دلیل بود که Grand Central Terminus یک نقطه ی کانونی یا Schelling برای ساکنین نیویورک است.

بنابراین، نقطه ی Schelling اینگونه تعریف می شود: راه حلی که مردم تمایل دارند در زمان عدم تماس بکار گیرند چرا که فکر می کنند خاص، طبیعی یا مربوط است.

اجازه دهید این مفهوم را با یک بازی روشن کنیم. فرض کنید دو زندانی در دو اتاق مختلف نگه داری می شوند و به آنها یک سری تصادفی از اعداد داده شده است. سپس از آنها خواسته می شود اعداد زندانیان دیگر را حدس بزنند. اگر حدس آنها اشتباه باشد کشته خواهند شد. اعداد داده شده بصورت زیر است:

  • 7816239، 676716313، 100000000 و 871823719.
  • فکر می کنید آنها کدام عدد را انتخاب می کنند؟
  • 100000000

چرا؟ چون نسبت به سایر اعداد متفاوت و خاص است و بنابراین یک نقطه ی Schelling محسوب می شود. در طول تاریخ، انسان ها بطور ناخودآگاه و نیمه آگاهانه در مکان های مختلفی مانند کلیسا ها و دیگر مکان های اجتماعی جمع می شوند؛ این مکان ها نقاط Schelling جوامع هستند.

یک مثال بسیار معروف از نقطه ی Schelling، «بازی جوجه ها» است. بدین صورت که دو نفر سوار بر ماشین به سمت هم رانندگی می کنند. اگر بهم برخورد کنند کشته خواهند شد. با این حال، هر فردی که زودتر از مسیر منحرف شود برنده می شود و «مرغ» خواهد بود. پس در این بازی دو سناریو وجود دارد:

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3

  • حالت اول: هر دو به سمت یکدیگر رانندگی می کنند.
  • حالت دوم: یک نفر به سمت چپ و دیگری به سمت راست حرکت خواهد کرد.
مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3/ Source

توماس شیلینگ، با استفاده از نقطه ی Schelling راه حلی برای این بازی ارائه داد. او گفت، بهترین راه حل این بازی این است که بازیکنان به چشم های یکدیگر خیره نشوند (با هم قطع ارتباط کنند) و روی غریزه ی خود متمرکز شوند. از آنجا که مردم ایالات متحده از سمت راست رانندگی می کنند، اگر اجازه دهیم غرایزمان کنترل را به دست گیرد، بطور خودکار به سمت راست متمایل می شویم، چرا که نقطه ی Schelling برای ماست.

تعادل Grim Trigger

برای درک اینکه تعادل Grim Trigger چطور کار می کند این سناریو را در نظر بگیرید؛ یک موقعیت اجتماعی را تصور کنید که هنوز نظام پادشاهی در آن حاکم باشد و اعتقاد بر این باشد که پادشاهان، جانشینان بر حق خدا روی زمین هستند. در چنین جامعه ای، اگر پادشاه بمیرد، قوانین الهی بطور خودکار از بین می روند چرا که برای همه روشن می شود که پادشاه فانی یک موجود الهی نبوده است.

وقتی برای مردم روشن شود که پادشاه فانی بوده، چنان چرخه ای از انقلاب های خونین به راه می افتد که نمی توان جلوی کشته شدن پادشاهان آینده را گرفت. تنها راه حل جلوگیری از چنین چرخه ای، نمردن پادشاه اول و حفظ مفهوم «جانشینی خدا» است. این را تعادل Grim Trigger می نامند. به محلی که در آن هستید فکر کنید؛ حتی کمی انحراف می تواند موج بی پایان مجازات های بازگشتی را ایجاد کند.

مساله هماهنگی

ماتریس زیر را در نظر بگیرید:

B

A

(0.0)

(2.2)

A

(4.4)

(0.0)

B

 

با نگاهی به این ماتریس می بینیم که دو تعادل نش (A,A) و (B,B) داریم که انحراف از آن به نفع هیچ یک از طرفین نیست. سوال این است که چطور مردم را متقاعد کنیم که از (A,A) به (B,B) بروند؟ اگر تعدا افراد اندک باشند می توان با تلفن یا ایمیل هماهنگی را انجام داد. اما، زمانی که با گروه عظیمی از مردم سروکار داریم چطور تغییر را اعمال کنیم؟

تفاوت اساسی میان معمای زندانی و مساله ی هماهنگی این است که در مساله زندانی، هر دو بازیکن مجبور بودند (B,B) را انتخاب کنند چون بیشترین بازده را داشت با اینکه (A,A) اخلاقا راه حل بهتری بود. در مساله ی هماهنگی، اخلاق و بازده مساله نیست، بلکه انگیزه ی یک فرد برای رفتن از یک حالت به حالت دیگر مطرح است. چرا باید گروه بزرگی از مردم چنین تغییری را اعمال کنند؟

بازی هماهنگی زمانی که تنها یک گروه کوچک استراتژی خود را تغییر دهند با شکست مواجه می شود و برعکس، زمانی موفق می شود که یک گروه بزرگ استراتژی خود را بهبود دهند. در ادامه این مفهوم را با یک مثال روشن می کنیم.

فرض کنید می خواهیم زبان را به یک زبان نمادین تغییر دهیم. برای مثال:

جمله ی اصلی: شماره ات را به من بده؟

جمله ی جدید: #؟

اگر فقط شما به این زبان صحبت کنید بقیه مردم متوجه منظور شما نمی شوند، شما از گفتگو کناره می گیرید، بازدهی تان کم می شود، انگیزه ای برای تغییر آن ندارید و بنابراین شکست می خورید. ولی اگر اکثریت جامعه این تغییر را بپذیرند و تنها از زبان جدید استفاده کنند، شما هم تشویق می شوید تا زبانتان را تغییر دهید. در این حالت انگیزه ی شما در سطح بالایی خواهد بود.

مفهوم عقلانیت محدود

این سناریو را در نظر بگیرید که سارا هر روز به فروشگاه می رود و یک سیب می خرد. او هر روز با یک موقعیت روبرو می شود؛ زمانی که در فروشگاه است، صاحب فروشگاه آنجا را ترک می کند و هیچ دوربین امنیتی نیز در فروشگاه قرار ندارد. او می تواند بدون اینکه کسی متوجه شود یک سیب بردارد ولی هرگز این کار را نمی کند. کاری که سارا انجام می دهد را «عقلانیت محدود» می گویند. اساسا، عقلانیت محدود بدین معنیست که زمانی که انتخاب دیگری به مردم داده می شود، آنها مسیری را که ساده تر است و قبلا بیشتر از آن استفاده کرده اند را انتخاب می کنند. این مسیر ممکن است بهترین انتخاب برای آنها نباشد و بالاترین بازده را به آنها ندهد اما، مردم همچنان ساده ترین مسیر را بر می گزینند.

مقدمه ای بر علم اقتصاد رمزنگاری یا Cryptoeconomics برای همه (۳)

intro to cryptoeconomics 3/ Source

علت اینکه سارا بجای دزدی، از روش ساده ی خود برای خرید استفاده می کند این است که سناریوی دوم نسبت به روال روزمره او پیچیده تر است.

در این قسمت، برخی مدل های نظریه بازی ها را مرور کردیم. در قسمت بعدی به کاربرد این مدل ها در رمز ارز ها و نقش آنها در شناور نگه داشتن سیستم می پردازیم.

Sourec1 & Source2