ایوب کریمی | 1397.08.04

بلاک چین ها دیدگاه ساتوشی ناکاموتو را انعکاس می دهند نه توکن ها

بلاک چین ها وارث واقعی دیدگاه ساتوشی ناکاموتو هستند نه توکن ها

 

ده سال بعد از تولد بیت کوین که به حقیقت رویداد مهمی در دوران معاصر بود، جامعه این رمز ارز با بحران مواجه شده است؛ هر چند رمز ارز ها و توکن هایی جاه طلبانه تر و مترقی تر بعد از بیت کوین ایجاد شده اند اما هنوز جواب سوالات اساسی در مورد فناوری زیر بنای بیت کوین و نقش این فناوری در زندگی ما، داده نشده است.

هنوز هم تفاوت بلاک چین و بیت کوین یا چیز هایی مانند سیستم های توکنی و قرارداد های هوشمند برای همگان واضح نیست. گروهی بلاک چین را برای ایجاد رمز ارز مناسب می دانند و گروهی دیگر برای انواع جدیدی از اپلیکیشن های کامپیوتری غیر متمرکز. بحث بر سر انتخاب بلاک چین عمومی و خصوصی هم موضوعی مورد مناقشه است.

در واقع این بحث ها شدیدا به هم در ارتباطند و نشان می دهند که وقتی بر روی یک پروتکل توافق جمعی بلاک چین عمومی چیدمان لایه ای صورت می گیرد، سیستم های توکنی موثر تر از قرارداد های هوشمند عمل می کنند.

بلاک چین ها دیدگاه ساتوشی ناکاموتو را انعکاس می دهند نه توکن ها

blockchains-heirs-of-satoshi-vision

توکن های بیشتر و بیشتر

 

اگر دوباره نگاهی به وایت پیپر بیت کوین انداخته شود، مشخص می گردد که ساتوشی موضوع را خوب درک کرده و بهترین استفاده بلاک چین، برای ایجاد رمز ارز و سیستم پرداخت می باشد. این وایت پیپر تنها از بلاک چین عمومی و سیستم های توکنی صحبت کرده و این دیگران بوده اند که بعد ها سعی کرده اند بلاک چین را برای مقاصد دیگر مورد استفاده قرار دهند.

من خود (منظور نویسنده مقاله Adam Krellenstein  است) در مورد هر دو سیستم فکر کرده ام و سابقه کار در Counterparty و Symbiont را داشته ام. Counterparty یک پلتفرم قرارداد های هوشمند در بستر بلاک چین عمومی است که بر صدور توکن و ترید متمرکز شده است؛ در حالی که Symbiont یک شرکت در زمینه تلفیق فناوری و امور مالی است و به توسعه و صدور مجوز برای سیستم های قرارداد های هوشمند مبتنی بر بلاک چین خصوصی می پردازد.

در خلال کار در Counterparty متوجه شدم که در واقع استفاده های اصلی هر دو سیستم در ایجاد و انتقال توکن می باشد. در Counterparty قصد داشتیم برای امور مالی غیر متمرکز، یک شبکه بی واسطه و بدون نیاز به اعتماد ایجاد کنیم که در نهایت کاری که توانستیم انجام دهیم همان صدور توکن و عملکرد ترید بود . کاربرد های پیشرفته تر و هیجان انگیز تر توسط ما انجام نگرفت.

اتریوم از زمان پیدایشش در تئوری حرف های زیادی برای گفتن داشته است و همه را تحت تاثیر قرار داده، اما تا کنون به جز اپلیکیشن های غیر متمرکز ساده چیز دیگری در عمل از آن ندیده ایم. یکی از دلایل کم شدن استقبال از اتریوم این است که در واقعیت بسیار مشکل است که اپلیکیشن های واقعی را به طور ایمن بر روی زبان قرارداد های هوشمند اتریوم یعنی Solidity ساخت. اتریوم علی رغم پتانسیل بالایی که دارد تقریبا مانند رمز ارز های پیش از خود عمدتا برای پیگیری توکن مورد استفاده قرار گرفته است.

عدم نیاز به اعتماد در کجا ضروری است؟

 

دلیل اینکه من احساس می کنم سیستم قرارداد های هوشمند برای عموم ایده جالبی نیست، این است که ارزش به کار بردن یک اپلیکیشن و گذاشتن آن بر روی یک پلتفرم بلاک چینی، در پذیرش عمومی و عدم نیاز به اعتماد می باشد که بیت کوین به عنوان سیستم پرداخت و ذخیره ی ارزش نقش خود را در این زمینه به خوبی ایفا کرده است.

به منظور تعاملات پیچیده تر میان کاربران نهایی که در این مورد طبیعتا کارایی از پذیرش عموم مهم تر می باشد، اتکا به یک مقام متمرکز که اعتماد سازی کند زیاد ناخوشایند نیست. در زمینه بلاک چین های خصوصی، قرارداد های هوشمند وعده های بیشتری داده اند. در این زمینه کاربران نهایی افراد نیستند بلکه موسسات بزرگ می باشند.

بیشتر بخوانید: چه ارتباطی بین اتریوم و قرارداد های هوشمند وجود دارد؟ 

بزرگترین مزیت بلاک چین های خصوصی شفافیت آنها نیست بلکه ثبات و صحت آنهاست. موسسات بزرگ با همتا های خود به شیوه های پیچیده ای مشارکت می کنند و مقامی مرکزی بین آنها وجود ندارد که بتوانند بر آن اتکا کنند. در این حالت ایجاد هماهنگی توسط بلاک چین و قرارداد های هوشمند برای آنها ایده آل است.

بلاک چین ها دیدگاه ساتوشی ناکاموتو را انعکاس می دهند نه توکن ها

blockchains-heirs-of-satoshi-vision

آنچه از ابتدا هم معلوم بود

 

بلاک چین شیوه ای بود که طرف های مختلف در یک شبکه کامپیوتری غیر متمرکز دیدگاه منسجمی از جهان را مشاهده کنند. بنابراین این فناوری زمانی که سیستم غیر متمرکز منسجم را جایگزین یک سیستم متمرکز کند و یا وقتی که یک سیستم غیر متمرکز بدون انسجام را تبدیل به یک سیستم غیر متمرکز منسجم کند، ارزشمند می باشد.

در مورد اول، ارزش کار در حذف میانجی ها می باشد و در مورد دوم ارزش کار در افزایش کارایی انسجام است. پس سیستم های توکن باید به طور گسترده در دسترس باشند؛ در حالی که قرارداد های هوشمند بیشتر برای محیط های خصوصی مفید هستند.

در پایان من به این نتیجه رسیده ام که همان تصور ساتوشی ناکاموتو در مورد بلاک چین های عمومی عظیم ترین کاربرد آن است که این تصور همان رمز ارز و سیستم پرداخت است. در واقع به جای اینکه بیت کوین را جایگزین پول کلاسیک کنیم می توانیم پول کلاسیک را برای مقاصد دیگری مانند ایجاد انواع جدید پایگاه داده که جریان های کاری با مدیریت سخت را پشتیبانی کنند، باقی بگذاریم.

تلاش هایی که در زمینه ایجاد قرارداد های هوشمند پیچیده بر روی شبکه های بلاک چین عمومی انجام شده، مشکلاتی را که در ذات طراحی سیستم های غیر متمرکزِ موجود مطرح است، نادیده می گیرند و به جای اینکه به حل این مشکلات بپردازند در تلاش برای تبدیل شدن به نسخه های قابل استفاده تری به نسبت سیستم های متمرکز هستند که البته از این هدف بسیار دورند.

نظر شما چیست؟ سیستم قرارداد های هوشمند را چگونه می بینید و این سیستم تا چه حد می تواند به وعده های خود عمل کند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.



توجه!

دیدگاه هایی که در این مقاله ارائه شده، مربوط به نویسنده می باشند و نباید آنها را لزوما به کوین ایران نسبت داد. 



Source