ICO و معرفی پروژهویژه ها

نقد و بررسی سرمایه گذاری در تجمیع سرمایه (ICO)

تراویس شر (Travis Scher)

این روزها تجمیع سرمایه (ICO – initial coin offering) (پیشنهاد پرداخت اولیه پول در ازای همکاری و مشارکت) و پول های برنامه کاربردی موضوع داغی در جامعه پیرامون بلاک چین هستند.

سرمایه گذارانی که نگاه به جلو دارند، از این جنبش جدید حمایت خود را نشان داده اند، رهبران این برنامه ها اعلام کرده اند که تجمیع سرمایه مدل سنتی سرمایه گذاری را پشت سر گذاشته  و سرمایه گذاران روی صنعت بیت کوین صندوق تامین مالی راه می اندازند تا روی پول های بلاک چین سرمایه گذاری کنند.

انتظار دارم این مباحث و فعالیت ها در سال 2017 به اوج خود برسد، اما من همچنان مشکوک و مردد باقی مانده ام:

ما به عنوان فعال ترین سرمایه گذاران در پروژه های راه اندازی بلاک چین (در گروه Digital Currency Group)، روی رشد پروژه های تجمیع سرمایه، سرمایه گذاری می کنیم. پس، در پایان سال 2016، من نگاه دقیق تری انداختم به اینکه واقعا در بازار چه خبر است.

با چند تن از کارآفرینان گفتگو داشته ام، کسانی که واقعا با فروش پول های دیجیتالی، پول بدست آورده اند یا تصور می کنند که بدست خواهند آورد، همچنین با بسیاری از سرمایه گذاران پیشتاز در این پروژه ها صحبت داشته ام.

با اینکه نسبت به توانایی بالقوه و دراز مدت بلاک چین برای عرضه مدل های جدید به سازمان های عملیاتی و مالی، هیجان زده ام، اما بر این باورم که تجمیع سرمایه ها و پول های روی برنامه کاربردی، به طور کل، یک سرمایه گذاری جذاب نیستند و احتمالا در آینده هم جذاب نخواهند شد.

اطلاعات پیش زمینه

یک تجمیع سرمایه، یک فروش جمعی دیجی ارزهاست که پشتوانه توسعه و عملیات یکی از این سه نوع پروژه زیر محسوب می شود:

  1. یک بلاک چین (مانند اتریوم یا لیسک)
  2. یک سازمان که روی بلاک چین کار می کند ( که به عنوان سازمان های مستقل غیرمتمرکز (DAO) شناخته می شوند یا یک واحد توزیعی که به صورت متمرکز سازمان یافته باشد (CODE))
  3. یک برنامه کاربردی غیرمتمرکز (dapp) که روی بلاک چین اجرا می شود.

یک پول که مانند سوخت و نیروی محرکه یک برنامه کاربردی غیرمتمرکز یا داپ عمل می کند را پول برنامه کاربردی یا appcoin می گویند. گاهی به سادگی به آن توکن یا دیجی ارز هم گفته می شود.

معمولا در یک تجمیع سرمایه، پول ها یا توکن های جدید در یک فروش جمعی در ازای بیت کوین یا اتر صادر می شوند و سپس اگر تقاضای کافی وجود داشته باشد، صرافی های ارزهای دیجیتالی یک بازار برای خرید و فروش ان ایجاد خواهند کرد.

از این رویکرد جدید جمع آوری کمک مالی، با اینکه در آغاز کار خویش است، به عنوان یک سرمایه گذاری بدون واسطه و غیرمتمرکز که منابع مالی جدیدی برای کارآفرینان و فرصت های سرمایه گذاری جدید برای افراد ایجاد می کند، ستایش فراوان شده است.

برخی از کارآفرینان بلاک چین با اندک تلاشی در مقایسه با بازار سرمایه سنتی، توانسته اند با یک تجمیع سرمایه، مبالغ زیادی پول جمع آوری کنند. علاوه بر این، توزیع گسترده یک پول می تواند انگیزه و مشوقی برای سرمایه گذاران اولیه باشد تا از این پلتفرم دفاع کنند. جای تعجب نیست که شرکت های هرچه بیشتری قصد دارند که با یک فروش پول، برای کسب و کار خود سرمایه جمع کنند.

اینها پیشرفت های مهیجی هستند و تجمیع سرمایه و سازمان های غیرمتمرکز ممکن است صنایع را در دراز مدت تغییر دهند.

اما در خلال این هیجان، من معتقدم که مهم است از واقعیت آنچه می گذرد درک روشنی داشته باشیم. من در طول سرمایه گذاری خودم، با چهار مورد مواجه شده ام که سرمایه گذاری روی پول های جدید را حداقل برای اکنون می تواند در مقایسه با سرمایه گذاری سنتی از جذابیت بیاندازد:

  1. موقعیت قانونی نامعلوم
  2. ارزشگذاری و سرمایه گذاری بیش از حد
  3. فقدان کنترل
  4. فقدان موارد استفاده تجاری

 

من در ادامه هرکدام را به ترتیب توضیح خواهم داد:

سهل انگاری نسبت به مسائل قانونی

اولا، ایجاد کنندگان این پول های جدید ممکن است کاملا ریسک های قانونی مرتبط با تجمیع سرمایه را دست کم بگیرند.

آنها اغلب از این دم می زنند که کارشان مطابق قانون است  و متفقا اعلام می کنند که با «وکلا در حال صحبت هستند» و وکلا آنها را مطمئن کرده اند که کار آنها مطابق قانون است. اما واقعیت این است که اغلب آنها به نظر نمی آید که مسائل قانونی را جدی گرفته باشند.

تعداد کمی از کارآفرینان که تجمیع سرمایه راه می اندازند، آزمون هاوی (Howey Test) را می فهمند (آزمونی که دادگاه عالی آمریکا تنظیم کرده است تا معلوم شود که آیا یک قرارداد مشخص شرایط یک قرارداد سرمایه گذاری را برآورده می کند یا خیر). به عنوان مثال، بسیاری به اشتباه فکر می کنند که اگر شرکت را بیرون از آمریکا قرار دهند، مشمول اجبار قانونی دولت آمریکا نخواهند بود. تعداد کمی هم هستند که پاسخ قانع کننده ای دارند برای اینکه چرا در پروژه آنها یک پول جدید، به جای بیت کوین یا اتر، لازم است.

کسانی که من با آنها صحبت کرده ام، نسبت به این ریسک ها یا بی اعتنا بودند یا آن را رد کرده اند. اما تجمیع سرمایه هایی که ثبت قانونی نشده باشند، ممکن است به عنوان کاری غیرقانونی قلمداد شوند.

با اینکه محدودیت های تجمیع سرمایه ها (که قانونا ثبت نشده اند) هنوز تعریف و مشخص نشده است، قانون گذاران مالی تمایل دارند که قوانین خود را به آنها نیز بسط داده و بنابراین ماهیت مبهم یا کلاه برداری برخی از این پروژه ها احتمالا توجه آنها را به خود جلب کند. اخیرا با انتشار قوانینی حاکم بر جمع آوری های مالی جمعی (crowdfunding) که ثبت قانونی نشده باشند، این قانونگذاران تمایل خواهند داشت که چنین پروژه هایی را در صورت تخلف از قوانین به سرعت ممنوع کنند.

مطمئنا برای پروژه های بلاک چین اگر بخواهند که ارزش فراوانی داشته باشند بی آنکه ریسک نامعقولی را به سرمایه گذاران تحمیل کنند، قوانینی باید تنظیم شود. اما هرکسی که قوانین و ضوابط مالی را دنبال می کند، می داند که این قوانین معمولا آنطور که باید با شرایط پیش نمی روند.

بنابراین، سرمایه گذاران روی این پول ها باید بدانند که ممکن است   بخش اعظم یا کل سرمایه شان را در این پروژه ها صرفا با تصویب یک قانون از دست بدهند.

پول آسان

دوم اینکه ارزش گذاری که این DAO ها براساس آن انجام می شود، به نظر من، غیرقابل توجیه هستند و مقادیری که از فروش این پول ها جمع می شود هشداردهنده هستند. بنیانگذاران ایده هایی که می خواهند برای مثال پانصد هزار دلار جمع کنند، به جای آن در حال جمع آوری میلیون ها دلار با فروش پول هستند.

برخی ممکن است بگویند که این خوب است که کارآفرینان بتوانند وارد شده و ابتکار عمل را از دست چند نفر اولیه خارج کرده و کار تحت اختیار کامل افراد سرمایه گذار داوطلبی قرار بگیرد که دیدگاه کارآفرینی را درک می کنند. اما من این را نشانه ای از این می بینم که بازار در شرایط خوبی نیست.

خریداران این طرح های فروش پول به نظر می رسد که دارندگان بیت کوین و اتر هستند که با شور و  اشتیاق احساس می کنند که در حال بازی با پول خانگی خود هستند اما  هیچ پایه ای برای تعیین ارزش این پروژه ها ندارند و نمی دانند که این پروژه ها به چقدر پول نیاز دارند.

این موقعیت ممکن است در طول زمان، به ثبات برسد، اما در حال حاضر، این بازاری نیست که من بخواهم در آن مشارکت کنم. حتی روی نوید بخش ترین پروژه ها احتمالا بیش از اندازه ارزش گذاری و سرمایه گذاری شده است.

 

فقدان کنترل

سوم اینکه من از فقدان کنترل روی چگونگی صدور پول های جدید توسط سازمان های غیرمتمرکز و اینکه چگونه عایدی ها و سود ها بین دارندگان پول پخش می شود، شوک زده ام.

در بسیاری از موارد، اصلا معلوم نیست که دارندگان این پول چه حق و حقوقی دارند.

تبلیغ کنندگان این پول ها برای فروش احتمالا هیچ وظیفه امانتداری قانونی ندارند تا تضمین کنند که فرآیند تجمیع سرمایه به نفع دارندگان پول پیش می رود. آنها اغلب به ندرت از قبل معلوم می کنند که این فرآیند چگونه پیش خواهد رفت. چند شرکتی که با آنها صحبت کرده ام، میلیون ها دلار با تجمیع سرمایه بدست آورده اند در حالیکه کنترل یکجانبه ای روی آن دارند.

در اغلب موارد، هیچ کسی واقعا استفاده از مبالغ مالی (که یا به صورت پول اعتباری در بانک خصوصی نگاه داری می شود یا به صورت دیجی ارز در کیف های پولی چند امضایی) را رصد نمی کند. در این صورت نمی توان جلوی تقلب و کلاه برداری را گرفت. حتی با حسن نیت ترین مبلغین این پروژه ها نیز تحت تاثیر منافع شخصی و انگیزه های انحرافی هستند.

فقدان موارد استفاده تجاری

چهارم و شاید بنیادی تر از همه اینکه،  بسیاری از داپ ها  (برنامه های کاربردی غیرمتمرکز) قصد ندارند برای یک مشکل واقعی یک راهکار پیدا کنند. آیا بازار واقعا به دنبال یک Uber غیرمتمرکز است یا راه هایی بیشتری برای قمار؟

به لحاظ نظری، داپ ها هزینه های کمتری دارند، حریم خصوصی را افزایش می دهند و امنیت بیشتری با حذف واسطه ها ایجاد می کنند.

از نظر من، این داپ ها باید هزینه های کاملا پایین تری داشته باشند بدون اینکه تجربه کاربر را نادیده بگیریم و داشتن تجربه دست اول کاربر بدون یک سازمان معمولی با کارکنانی مسئول کاملا چالش برانگیز است. ویکی پدیا ثابت کرده است که این کار ممکن است، اما بلاک چین پیچیدگی بیشتری ایجاد کرده که باید با آن دست و پنجه نرم کرد.

حتی داپ هایی که پیشنهادهای جداب و با ارزشی ارائه می دهند از مجموعه پیچیده ای از مسائل رنج می برند که می تواند بخشی از ماهیت غیرمتمرکز این پروژه ها باشد.

این به معنای این نیست که یک داپ کاملا موفق هرگز بوقوع نخواهد پیوست.  شکست، یادگیری و تکرار همگی قبل از موفقیت خواهند بود. اما واقعیت کنونی این است که کمتر داپی به نیاز مصرف کنندگان واقعی پاسخ داده است و بسیاری از ویژگی هایی که بلاک چین را بنیادا انقلابی می سازد همچنین آن را برای دستیابی به پذیرش همگانی دشوارتر می سازد.

نتیجه گیری

با وجود همه ریسک هایی که در بالا ذکر شد، اگر یک کارآفرین بلاک چین بودم، به طوری جدی فروش پول را برای سرمایه گذاری مد نظر قرار می دادم. تجمیع سرمایه ها یک روش آسان برای جمع آوری پول هستند و توزیع گسترده یک پول می تواند جهش قدرتمندی برای محصول شما باشد.

علاوه بر این، بر این باورم که پروتوکول های بلاک چین و متن باز می توانند در دراز مدت دگرگون کننده شرایط باشند و علاقه مند به مشاهده و مشارکت در این پیشرفت هستم.

اما اینها هیچکدام اتفاق نخواهند افتاد اگر که مسائل قانونگذاری، ارزش گذاری و کنترل مورد بررسی قرار نگیرند و اگر کارآفرینان بلاک چین نتوانند از این پروتوکول جدید برای حل مشکلات واقعی استفاده کنند. واقعیت این است که صدور این پول ها امروزه دچار نواقص بسیاری هستند و سرمایه گذاران علاقه مند به مشارکت در تجمیع سرمایه و دیجی ارزهای برنامه کاربردی باید با احتیاط جلو روند.

منبع

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن