بابک | 2016.03.17

جنگ نیابتی میان دو تیم بیت کوین Core و Classic

چرا جدال و بحث بین دو تیم بیت کوین Core و Classic موضوع قابل توجه ای است؟

بیایید با اين موضوع شروع كنيم كه ما همگى موافق هستيم كه بيت كوين نه تنها يك نوآورى هوشمندانه در دنیای تكنولوژى بلكه انقلابي بزرگ در زمينه مالي و اقتصادي نيز ميباشد. اين تكنولوژي بی نظیر غير متمركز است و همين امر موجب ميشود كه ريسك تاثير گذارى دخالتهاى انسانى در سیستم آن بسيار كاهش پيدا كند.
ولى بيتكوين از ضدگلوله شدن تمام عيار هنوز فاصله دارد. هم اکنون توسعه دهندگان بيتكوين درگير اختلافى بر سر تغيير كدهايى هستند كه اگر تاييد و اجرا شوند حجم اطلاعات تراكنش بلاكها را كاهش خواهند داد.این موضوع شايد خيلى با اهميت نباشد اما این يك بحث جدى در مبحث كدگذارى است.
ولى آيا واقعا اين موضوع بى اهميت است؟اما اگر مسائل مربوط به سايز بلاكها يك جنگ نيابتى براى پرهيز از بحث در مورد مسائل مهمتر باشد چطور؟
بيايد قبل از اينكه وارد موضوع اصلى شويم با هم مرورى بر ماجرا داشته باشيم.

فرق بين بیت کوین Core و Classic چيست؟

از يك سو ما تیم توسعه دهندگان بيتكوين core را از زمانى داريم كه مسئوليت نگهداری و توسعه شبکه بیت کوین توسط خالق اسرارآميز آن “ساتوشى ناكاموتو” به آنها واگذار شد. كسانى كه تصميم ميگيرند در نهايت چه تغييرات و ويژگيهايى در سيستم اعمال شود و كدام تغييرات اعمال نشوند.
همچنين اين افراد روشى را براى مشاركت و ارائه پيشنهادات از سوى استفاده كنندگان و متخصصان اين تكنولوژى برنامه ريزى کرده اند. بعضى از اين پيشنهادات ممكن است براى اجرا و اعمال در سيستم آسان يا سازگار نباشند و يا توسعه دهندگان با اين پيشنهادات موافقت نكنند و اين پيشنهادات را مناسب سيستم ندانند.
اما فراموش نكنيم كه بيتكوين يك برنامه باز (open-source) است، در نتيجه ساير افراد يا تيمها ميتوانند به راحتى دست به اعمال تغييرات مورد نظر خود بزنند و نسخه هاى جديدى از كدها را بنويسند.
اين همان چيزيست كه در مورد بيت كوين كلاسيك (bitcoin classic) اتفاق افتاده است. يك تيم توسعه دهنده متشكل از متخصصان جديد و اعضاى سابق بيت كوين كور (bitcoin core) مانند آقاى ژاوين اندرسون (Gavin Andresen) و جِف گارزيك (Jeff Garzik) اقدام به كد نويسى جديد كرده اند و هدف آنها افزايش ظرفيت بلاكها از ١ مگابايت به ٢ مگابايت است.
بيت كوين core نيز راه حلى موازی براى اين مسئله ارائه كرده است كه “Segregated Witness” ناميده ميشود. راه حلى براى افزودن ظرفيت بلاكها با كم كردن حجم فضاى فعلى مورد استفاده براى نقل انتقال امضاها.
اما نكته جالب در مورد رويكرد تيم كلاسيك اين است كه آنها طرح خود را بسيار آشكارا به جامعه بيتكوين ارائه داده اند آنهم فقط در عرض ٢ ماه و اين يك تغيير مهم در بيت كوين ميباشد.
توسعه دهندگان تيم core در تلاش بوده اند كه ارتباطات و حاميان روش خود را بيش از پيش گسترش دهند و با ايجاد سايتهاى جديد، شركت در پادكستها و حضور در رويدادها و مراسم مرتبط با بيت كوين سعى كرده اند كه به جامعه بيتكوين توضيح دهند كه چرا آنها فكر ميكنند كه روش كلاسيك ايده خويى نيست.
اين مسائل بدون هزينه نبوده است (بحث و جدل، سرزنش يكديگر و حتى توهين) اما من معتقدم كه تعادلى نسبى بين اين دو تيم برقرار است و بايد از تيم كلاسيك تشكر كرد كه موجبات رقابت و در نهايت ايجاد شرايط تكاملى را برای بیت کوین فراهم کرده است.

پرداخت و توافق

اما برگرديم به سئوال اصلى اين مقاله كه در ابتدا به آن اشاره کرده ایم: آيا از اين بحث و جدال میان دو تیم بیت کوین Core و Classic  براى دور شدن از واقعيتى بزرگتر استفاده شده است؟ پشت پرده اين جدال چيست؟
به صورت خلاصه ما گروهى داريم به نام كلاسيك با اين عقيده كه بيت كوين هميشه يك شبكه نوين “پرداخت” بوده است و خواهد ماند و هدف نهايى آن كنار زدن سيستم سنتى پرداخت و استفاده از پول ميباشد. از طرفى گروهى داريم كه Core ناميده ميشود. آنها بر اين باورند كه بيتكوين فراتر از يك سيستم پرداخت است و بيشتر يك شبكه “توافق” است كه كاربران در نهايت بايد برای پرداخت از شبكه هایی مانند sidechain يا ساير شبكه هايى كه در آينده بوجود خواهند آمد استفاده كنند.
به عبارتى ديگر گروه كلاسيك عقيده دارد كه شبكه بيت كوين بايد تعداد بيشترى نقل و انتقال با مبالغ كوچك و  كارمزدهاى ناچيز انجام دهد، در حالى كه گروه Core بر اين باور است كه تعداد كمترى نقل و انتقال با مبالغ بيشتر صورت گيرد اما كارمزد بالاترى دريافت گردد.
به این دلیل من اين بحث در مورد محدوديت حجم بلاكها را “جنگ نيابتى” نامیده ام. ما بايد بحث در مورد محدوديت حجم بلاكها را متوقف كنيم چرا كه حل شدنيست و در مورد مسئله اى به مراتب عميق تر و مهم تر به بحث و گفت و گو بنشينيم. شايد وقت این است که رويكردى متفاوت ارائه كنيم, راه حلى غيرمتمركز! روشی كه اجازه نميدهد تنها گروهى از مردم براى آينده بيتكوين تصميم گيرى کنند. راهى كه با هدف اوليه اين ارز غيرمتمركز همخوانى داشته باشد تا ببينيم كه در نهايت كاربران چه تصميمى براى آن ميگيرند.

بديهيست براى ايجاد توازن و تكامل در شبكه, نياز به تغييراتى در سيستم ميباشد كه هيچ محدوديتى در آغاز راه اين تكنولوژى بى نظير ايجاد نکند. به مانند اينكه اينترنت در اويل دهه ٩٠ فقط براى انجام يك كار مورد تاييد قرار ميگرفت و از پتانسيل موجود در آن هرگز استفاده نميشد.