قدرت دست نامرئی

نویسنده مقاله Vinny Lingham است که یکی از کارآفرینان اینترنتی و بنیان گذار و مدیرعامل شرکت Civik است.

به عنوان یک اقتصاد دان، قهرمان من Adam Smith پدر علم اقتصاد است. طی سال ها توانسته ام از درس های او چیزهای زیادی یاد بگیرم، اما جالب ترین آنها برای من ایده “دست نامرئی” است؛ مفهومی که نه تنها از قلمروی اقتصاد فراتر رفته، بلکه امروزه به عنوان نیرویی برای ریاضیات و تئوری های بازی دیده می شود.

من غالبه گفته ام که بازار بیت کوین را به عنوان تنها اقتصاد درست، جهانی و بازار آزاد در دنیای امروز می بینم. بیت کوین در بیشتر قسمت ها خارج از قوانین دولتی است و همچنان به کار خود ادامه می دهد. این یک اقتصاد ساخته شده توسط مردم برای مردم است و توسط ریاضیات، علم اقتصاد، تکنولوژی و روانشناسی اداره می شود نه با حکم های قانون. عرضه و تقاضا مشخص است و طی چندین سال به رشد خود ادامه داده است. قیمت بین کوین برحسب تقاضا تغییر می کند و اخیرا در بالاترین رکوردهای خود داد و ستد شده است.

از زمانی که Sec پروپوزال ETF را رد کرده است دوباره به این واقعیت برگشتیم که مشکل اندازه بلاک هنوز سر جای خود است. بحث ها در رابطه با مقیاس گذاری هنوز ادامه دارد بدون آنکه نتیجه ای داشته باشد. سپس طوفان توییتری به وجود می آید که باعث به وجود آمدن سوالات بیشتری در رابطه به نیت مدیر عامل بزرگترین شرکت استخراج بیت کوین نسبت به پیمان با Roger Ver و John McAfee می شود.

هدف این مقاله بررسی این موضوع نیست و من تحلیل آن را به جامعه می سپارم. در مقابل می خواهم تنها روی پاسخ به دو سوال تمرکز کنم؛ “چطور به اینجا رسیدیم؟” و “از اینجا به کجا خواهیم رفت؟”

واقعیت بیت کوین چیزی ست که بعد از 9سال می بینیم. بیت کوین بیش از 100 بار “مرده” است و “ترس، عدم قطعیت و شک” که به طور مختصر به آن FUD گفته می شود به یک قاعده برای بیت کوین تبدیل شده و در نتیجه حالا نسبت به این ها حساسیتی نداریم. به نقطه ای رسیده ایم که اگر بربرها به دروازه حمله کنند، آن را به عنوان FUD در نظر می گیریم و از آن رد می شویم.

می توانم بگویم در این 5 سالی که این صنعت را تجربه کرده ام جزو حرفه ای های بیت کوین بوده ام. طی چند هفته گذشته، از زمان کنفرانس میزگرد ساتوشی در مکزیک در اواخر ژانویه، حال من کم کم عوض شده است. بیت کوین دیگر در مسیر درست قرار ندارد که یا ما باید این موضوع را درست کنیم و یا امیدوار باشیم دست نامرئی این کار را برای ما انجام دهد.

حال پیش از آنکه هر کسی را برای وضعیتی که با آن مواجه هستیم (هارد فورک قریب الوقوع) مقصر بدانیم، بیایید نگاهی به داخل بیاندازیم. چگونه به نقطه ای رسیدیم که تعداد انگشت شماری از بازیکن ها در اکو سیستمی 20میلیارد دلاری می توانند شبکه ای همتا-به-همتا با گستردگی جهانی و غیرمتمرکز را به انحراف بکشند. این نباید امکان پذیر باشد, اما هست. حتی اگر قصد آنها را اشتباه متوجه شده باشیم و نیتشان درست باشد, این واقعیت که این امکان وجود دارد بدین معناست که اگر گروه فعلی نباشند هم گروه دیگری سعی در بدست آوردن همین خروجی ها خواهند داشت. ما باید این موضوع را درست کنیم.

در دید وسیع, بیت کوین قربانی موفقیت های اخیر خود بوده است. پس از موضوع نصف شدن بیت کوین در جولای گذشته، قیمت آن دوبرابر شد. این موضوع باعث آن شد که استخراج کنندگان کارمزد تراکنش بیشتری دریافت کنند و همچنین باعث درخواست آنها برای بلاک های بزرگتر شد که درنتیجه منجر به افزایش مرکزیت می شود. هرچه قیمت بالاتر برود، احتمال به توافق رسیدن با استخراج کنندگان کمتر می شود و بازار همچنان به آنها بخاطر امن نگه داشتن شبکه جایزه می دهد.

زمانی چند روز پیش آخرین مقاله ام را در رابطه با در راه بودن یک فورک منتشر کردم، با شک و بدبینی هایی روبرو شد که تا حدی بخاطر عدم حساسیت جامعه به آنچه معتقد است که FUD در رابطه با هاردفورک است بود. گاهی باید بیشتر دقت کنیم. مقاله من زمانی نوشته شد که قیمت بیت کوین در حال پرواز در 1260دلار بود. کمتر از 5روز بعد، به زیر 1000دلار رسید و تا 970دلار نیز رفت. من بر این باورم که بالاخره بازار در حال روبرو شدن با واقعیت وضعیت موجود است.

این مهم است که پیش از هرچیز به درک یک مجموعه اولیه از فرضیات بازار درباره بیت کوین بپردازیم.

  1. در حال حاضر بیت کوین در دستان تیم Core Development (توسعه دهندگان هسته اصلی) است که در طول سال ها طی چالش های مختلف آن را هدایت کرده است. آنها کامل نیستند، اما یک نهاد شناخته شده اند. جامعه گسترده تر به تهیه پروپوزال و حتی مشارکت در کد دعوت شده است، اما حرف آخر در رابطه با نقشه راه و مسیر کد بیت کوین را آنها می زنند.
  2. بیت کوین برای برخی از شرکت های تجاری با میلیاردها دلار سرمایه حکم ستون فقرات را دارد. شرکت هایی مثل Abra، Bitgo، Civik، Coinbase و بسیاری دیگر؛ و این شرکت ها به مشارکت و کمک خود به بیت کوین برای توسعه ادامه خواهند داد.
  3. بیت کوین دارای شبکه ای جهانی از صرافی ها، میلیاردها رسانه آزاد، میلیون ها مصرف کننده و نامی به رسمیت شناخته شده در دیجی ارزها است.
  4. این موضوع پذیرفته شده که استخراج کنندگان به دلیل مسائل هزینه ای بیشتر در چین هستند؛ همچنین دو شرکت Bitfury و Bitmain به طور انحصاری سخت افزار استخراج را برای استخراج کنندگان که وظیفه امنیت شبکه را بر عهده دارند (البته تا زمانی که برایشان سود داشته باشد) تولید می کنند. استخراج کنندگان کدهایی که تیم Core Development تولید می کنند را می پذیرند و در برخی از موارد، مثل سگویت، ممکن است با فهمیدن اینکه از نظر اقتصادی برای کوتاه مدت برای آنها تاثیر منفی دارد آن را رد کنند.
  5. هزاران نود مستقل در دنیا وجود دارد که در حال تایید تراکنش ها و اطمینان دادن نسبت به عدم دوبار خرج شدن هستند (مشکلی کلیدی که بیت کوین با ورودش به بازار آن را حل کرد).

انتقادهای زیادی به بیت کوین نسبت به نداشتن حکومت و یا عدم توانایی در شکستن بن بست وارد شده است. در نتیجه، در مثال مناظره ها بر سر مقیاس گذاری، گروهی عقیده بر جدایی Bitcoin Unlimited داشتند تا آنچه که فکر می کردند با اصول بنیادی بیت کوین سازگار است را بسازند.

طرفداران Bitcoin Unlimited  یا همان BU خواستار اندازه بلاک بزرگتر هستند و این یعنی استخرهای استخراج بزرگتر سود بیشتری خواهند کرد که باعث متمرکز شدن هرچه بیشتر استخراج بیت کوین و کارمزدهای بالاتر برای آنها می شود. استدلال آنها این است که اندازه های بلاک هیچ وقت قرار نبوده که محدود باشد. حق با آنهاست، اما مرکزیت یافتن و متمرکز شدن استخراج با ASICها بدان معناست که در حال حاضر این موضوع را نمی توان به عنوان یک گزینه مطرح کرد. اگر قرار بود به یک اثبات کار (Proof of Work) دیگر برگردیم، بیشتر غیرمتمرکز بود و در آن صورت من نیز بسیار از اندازه بزرگتر بلاک حمایت می کردم.

صعود قیمت بیت کوین در 18ماه گذشته در واقع سقوط آن بوده است. هرچه قیمت بالاترباشد، کارمزد استخراج بالاتر است و در نتیجه استخراج کنندگان خواستار جای گرفتن تعداد بیشتری تراکنش در هر بلاک می شوند که این موضوع باعث تقویت عدم تمایل آنها به گزینه هایی مثل سگویت می شود.

حال به جایی رسیدیم که Core نمی خواهد با بلاک های بزرگتر که خطر متمرکز شدن را بیشتر می کند توافق کند و استخراج کنندگان نیز نمی خواهند سگویت را که باعث تاثیر گذاشتن روی کارمزدهایشان می شود را بپذیرند.

این هفته بازار کم کم در حال درک این موضوع است. هارد فورک قریب الوقوع است چرا که قیمت بیت کوین بالا می ماند، که این باعث بن بست می شود. استخراج کنندگان می خواهند 80درصد از ظرفیت استخراج شبکه را بگیرند و نسخه خود را از بیت کوین یعنی Bitcoin Unlimited بسازند، که باید از این کار اجتناب شود.

اگر استخراج کنندگان هارد فورک را برای Bitcoin Unlimited انجام دهند، هم بر روی توانایی بیشتر متمرکز کردن عملیات استخراج و عمل کردن در جهت منافع خود کنترل خواهند داشت و هم قدرت تغییر کد را که جلوتر باعث محدودیت آنها می شود را خواهند داشت و در نهایت خواهند توانست که اقتصاد شبکه را کنترل کنند. این فرضیه که کد در حال اجرا در کل شبکه تحت کنترل  Core است در حال به چالش کشیده شدن است و بازار شروع به در نظر گرفتن این موضوع کرده است.

من در روز جمعه شروع به انتشار یک مجموعه توییت کردم که نتیجه کلیدی آنها این بود: در راستای نجات بیت کوین و متوقف کردن بربرها در دروازه، نیاز به سقوط بازارها داریم، نه صعود آنها.

در پاسخ به نگرانی های جامعه پیرو توییت های من، Chris Burniske از Ark Research اطلاعات زیر را منتشر کرد:

یک روز در زندگی یک استخراج کننده با داشتن 1% از قدرت هش بیت کوین با استفاده از انت ماینر S9

توییت Chris Burniske: به نظر می رسد 337 دلار قیمت محوری است که استخراج کنندگان بیت کوین در آن شروع به از دست دادن پول می کنند.

توییت Chris Burniske: عدد 875 دلار به ازای هر بیت کوین نقطه ای است که به نظر می رسد دیگر از منظر بازگشت سرمایه به طور بلند مدت منطقی نیست تا استخراج کنندگان جدیدی وارد شوند.

من به بازار آزاد ایمان دارم. بازار تصمیم خواهد گرفت که کدام مدل از بیت کوین را می خواهد. در حال حاضر فکر می کنم که بازار تازه به این حقیقت رسیده که قیمت های بالا در نهایت باعث هارد فورک می شود. در مقابل اگر استخراج کنندگان متوجه این موضوع بشوند که راهی که در حال طی کردن آن هستند توسط بازار مورد قبول نیست، توسط قیمت ها مجازات خواهند شد.

من فکر می کنم درس های زیادی برای یادگیری وجود دارد و به عنوان یک جامعه، ما باید از دیگران برای جلوگیری از شکستنمان هوشیارتر باشیم. این مشکلات می توانند حل شوند و باید حل شوند. هاردفورک احتمالا نمی تواند باعث کمک به ما در حل مشکلات دیگر شود، به همین خاطر باید به هر قیمتی که شده از آن دوری کنیم. Bitfinex توکن های انشعاب زنجیره را معرفی کرده است که داد و ستد هر دو سکه را شبیه سازی می کند و من مشتاقانه علاقه مندم که ببینم این موضوع چگونه عمل می کند.

تجربه و تئوری بازار که در این مقاله بر آن اشاره دارم:

بیایید فرض کنیم که اگر استخراج کنندگان به بیش از 80% از شبکه برای فورک دست یافتند، BTC به سرعت به یک altcoin تبدیل می شود (نمونه کوچکتر) و BTU طبق پیش فرض به BTC تبدیل می شود. در حال حاضر بازار می گوید که BTU را 800دلار و BTC را 200دلار قیمت گذاری خواهد کرد. (البته من بر این باورم که کمتر از این خواهد بود اما برای راحتی کار این حرف را فراموش میکنیم)

فرض کنیم این مسیری است که در آن قرار گرفته ایم، آیا واقعا بازار به نسخه BTU از BTC ارزش 800دلار را خواهد داد؟ من که نه!

فرض کنیم که بعد از فورک هستیم، ما بر این باوریم که BTU با داشتن 80درصد از ظرفیت هش شبکه با BTC با 20درصد برابر است، ارزش هر دو سکه با یکدیگر باید 400دلار باشد. این می تواند قیمتی منطقی برای بیت کوین امروز باشد، چرا که قیمت امروزی، نیاز به تاثیر گذاشتن بر مجموع قیمت های جدا شده (در صورت انشعاب شبکه) دارد. (قیمت فعلی = BTCآینده + BTUآینده)

از چند روز پیش قیمت بیت کوین با این پیش فرض بدست آمده که هاردفورکی صورت نخواهد گرفت. اما اگر نشانه هایی که از سمت استخراج کنندگان بدست می آید دقیق باشد، این پیش فرض در عرض یک روز ریزش خواهد کرد. در نتیجه آن، بازار در حال خرید سکه هایی است که احتمال انشعاب آنها وجود دارد و نیاز به ارزیابی دارد که آیا ارزش ترکیب شده آن دو سکه در آینده از قیمت کنونی کمتر خواهد بود یا بیشتر.

من معتقدم که همه ما شاهد ورود دست نامرئی به بازار خواهیم بود. من فکر می کنم که اگر قیمت به اندازه کافی کاهش بیابد، استخراج کنندگان مجبور به قبول شرایط خواهند شد. اما اگر قیمت بالا بماند، نشان از آن دارد که ما به گفته های Core اعتماد نداریم و همه چیز با حالت فعلی به خوبی پیش خواهد رفت. در واقع بازارها زمانی کارآمد خواهند بود که مردم به این تفاوت های ظریف آگاه باشند.

بیایید فرض کنیم که بازار تنظیم شده و قیمت کاهش یافته است. چگونه آن را مجددا بالا ببریم؟ اگر 80درصد از استخراج کنندگان مخالفت خود را با قیمت کم موجود و کاهش سودآوری خود از طریق ارسال سیگنال سگویت اعلام کنند، Core امکان کاهش آستانه قبول درخواست از 90 به 80درصد را برای انجام دادن پروسه سگویت خواهد داشت. این کار می تواند به شکل موثری مشکل مقیاس گذاری را حل کند. شخصا معتقدم که اگر چنین اتفاقی بیافتد، قیمت یک شبه به بیش از 1500دلار افزایش خواهد یافت.

دوباره می گویم، هدف من از این مقاله آموزش به بازار است که بتواند کنترل و توازنی را که اقتصاد بیت کوین نیاز دارد تا در آن عمل کند را فراهم کند. من بر این باورم که اگر این سرفصل بهتر فهمیده شود، بیت کوین واقعا می تواند ثابت کند که این نیروی اقتصادی که امروز آن را سرپا نگه داشته است در سال های آینده نیز از آن محافظت خواهد کرد.

اگر درست پیش بینی کرده باشم، بازار شروع به محاسبه مجدد قیمت بیت کوینی که امروز در حال معامله است به عنوان تابعی از انشعاب خواهد کرد، که این تحت تاثیر سرخوردگی ناشی از قیمت پایین خواهد بود. اگر چنین اتفاقی بیافتد، بر پایه قانون Metcalfes و اعدادی که توسط Chris ارئه شده است، بعید می دانم که قیمت در بازه اولیه بالاتر از 875دلار برود. اگر احساس کاهش در راستای نیاز بازار باشد، قیمت احتمالا کمتر از 337دلار خواهد شد که البته این حداقل قیمتی ست که باعث خواهد شد استخراج کنندگان به سمت ارسال سگویت تشویق شوند.

با این وجود، رفتار منطقی این است که اگر بازار بر این باور است که خطر فورک وجود ندارد، قیمت باید 875دلار شود و با افزایش خطر فورک، قیمت باید به طور پیوسته کاهش یابد.

در زمان هایی این چنینی من به فرزانگی انسان هایی مثل Adam Smith نگاه می کنم که رفتارهای انسانی و علم اقتصاد را در سطحی می فهمیدند که من امیدورام بتوانم روزی به آن برسم؛ و امروز امیدوارم که در رابطه با دست نامرئی حق با او باشد.

برای بی پرده گویی بیشتر باید بگویم که من اکثریت بیت کوین های خود (90%) را اوایل ماه فروخته ام و برنامه ای برای خرید بیت کوین جهت نگهداری طولانی مدت ندارم تا زمانی که مسیر پیش رو واضح شود.



دیدگاه هایی که در این مقاله ارائه شده اند، متعلق به نویسنده می باشند و لزوماً مربوط به Coiniran نمی باشد و نباید به آن نسبت داده شود.



Source & Images via vinnylingham

یک نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *